96 ؛ ابن سينا ، 183 ؛ غافقى ، 253 .
( 2 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : خرفة جديدة ، بايد خواند خزقة جديدة ، نسخهء فارسى : سفال نو ، ديوسكوريد ،
V
، 96 : فخار جديد .
( 3 ) . و يصير على لون الهواء ، نسخهء فارسى : و بلون هوا گردد .
431 . دشيش 1
جالينوس : اين درشتترين [ ذرات ] در آرد گندم و آرد هرطمان 2 است ؛ در آرد جو نيز وجود دارد . حسو 3 تهيه شده از دشيش جو را « آرد هالج » 4 مىنامند ، نيز آن را كه از آرد هرطمان مىسازند و اين كنيب 5 است .
( 1 ) . به اين معنا ، جشيش به كار برده مىشود ، قس . ابن بيطار ، جامع ،
I
، 163 ؛
I , Dozy
، 442 ؛ اشتين ، 445 .
( 2 ) . دقيق الهرطمان - آرد جو دوسر ، نك . شمارهء 1090 .
( 3 ) . حسو - حساء - خوراكى آبكى شبيه سوپ .
( 4 ) . اردهالج ، نك . شمارهء 224 ، يادداشت 2 .
( 5 ) . الكنيث ، بايد خواند ، الكنيب نك . شمارهء 926 .
432 . دفلى 1
- خرزهره
جالينوس [ آن را ] دافنى 2 [ مىنامد ] ؛ به سندى قنوير 3 است .
رازى : برگهايش زبر و شبيه برگهاى زيتون يا بيد است با مزهء تلخ . به فارسى خرزهره 4 [ ناميده مىشود ] زيرا خرها و تمام چهارپايان 5 را مىكشد . به هندى كنير 6 ناميده مىشود . آن را در باغها مىكارند . . . 7
ارجانى مىگويد : [ خرزهره ] دو نوع است - [ يكى از آنها ] برّى 8 است كه برگهايش شبيه برگهاى خرفه اما باريكتر و شاخههايش دراز است و روى زمين پهن مىشود ؛ كنار برگها خارهاى سخت وجود دارد و در ويرانهها مىرويد . نوع ديگر كنار رودها مىرويد ، شاخههايش از زمين بالا مىآيد ، خارها پنهان و برگها پهن شبيه برگهاى بيد و بسيار تلخ است . سر ساقهاش كلفتتر از بخش زيرين است . گلها 9 روى شاخهها [ قرار دارند ] و روى آنها چيزهايى مانند مو جمع مىشوند . ميوههايش همانند ميوههاى نوع ديگر ، خوشبو است .
پولس : جانشين شيرهء خرزهره ، دارواش بلوط است ؛ جانشين آن در فرو نشاندن ورم سفت ، نيز در درد پشت و زانوها همان مقدار از نظر وزن اصابع الملك 10 و نصف وزنش برگ انجير 11 است .