را مىخورند . او در مورد پرهايش ادعا مىكند كه آنها از دوك نخريسى درازتر و به رنگهاى سياه و زردند .
( 1 ) . در ديگر منابع داروشناسى نوشته نشده است ؛ ابن سينا ( 657 ) از آن در عنوان « خارپشت » نام مىبرد .
( 2 ) . القنفذ الجبلى ، نك . شمارهء 865 .
( 3 ) . الشيهم ، قس .
Lane
، 1614 .
435 . دلفين 1
مىگويند كه اين نام رومى است ، به عربى دخس 2 و به سندى بولو 3 [ ناميده مىشود ] .
ابو حاتم مىگويد : « دخس » حيوان نابيناى دريايى 4 است ؛ آن گويى به سبويى بزرگ مىماند و داراى گردن دراز و باريك است . از بدنش استخوانهاى پوشيده از پوست بيرون مىزنند كه از گردن تا دم در هر دو سو مىگذرند به گونهاى كه بدن را به دو بخش تقسيم مىكنند . اين دو استخوان نزديك دم به هم مىرسند . اين استخوانى گرد شبيه چرخ نخريسى است 5 .
[ دلفين ] فقط در رودهايى 6 با آب عميق و جريان شديد يافت مىشود .
الجوانكانى 7 : [ دلفين ] دهان و دندانهايى دارد كه با آنها مىتواند با تمساح مقابله كند ، زيرا [ تمساح ] دشمنش است . آن در آبهاى شور و تمساح در آبهاى شيرين است .
[ دلفينها ] مردم را دوست دارند و [ آنها ] برايش چيزهاى گوناگون پرتاب مىكنند 8 ؛ [ دلفينها ] دهان را پر از آب مىكنند و سپس بازيكنان آن را به بيرون پرتاب مىكنند . آنها روحيهء بازيگوشى 9 دارند ، گاهى روى كشتى مىافتند اما [ مردم ] آنها را به دريا بر مىگردانند .
كلئوپاترا : اين ماهىاى است كه در مصر دلفين ، و در بصره و درياهاى هندوچين « دخس » ناميده مىشود .
( 1 ) . يونانى - دلفين واقعى ، سفيد پهلو -
I , Dozy ; Delphinus delphis
، 458 .
( 2 ) . الدخس ، قس .
I , Dozy
، 425 ؛ لسان العرب ،
VI
، 78 .
( 3 ) . نسخهء الف : بولو ، نسخهء فارسى : بولووبلو . اين نام در ماللهند نيز وجود دارد اما به صورت « برلو » :
« در اين رودها حيوانات عجيب نيز ديده مىشوند : تمساح ، مكره ، انواع گوناگون و عجيب ماهىها و همچنين حيواناتى شبيه خيك كه كنار كشتىها ظاهر مىشوند ، شنا و جستوخيز مىكنند . هندىها آنها را « برلو » مىنامند و من فكر مىكنم كه اين دلفين يا يكى از انواع آن است » . نك . ماللهند ، ص 201 .
( 4 ) . نسخههاى الف و ب : واژهء نامفهوم « نيتو » نسخهء پ : بحرية ، نسخهء فارسى : آبى .
( 5 ) . به احتمال زياد ، در اينجا سخن از بالههاى دلفين است .