277 . جوز هندى 1
- نارگيل
اين نارجيل است .
( 1 ) .
Cocos nucifera L .
؛ سراپيون ، 398 ؛ ابن سينا ، 146 ؛ ميمون ، 82 و 257 .
278 . جوز رومى 1
- سپيدار ، كبوده
آن را اكيروس 2 مىنامند ؛ صمغش به شدت گرم مىكند و اين ايلاقطرن 3 است .
مىگويند كه اين درختى است كه پشه از آن پديد مىآيد . 4
( 1 ) . ديوسكوريد ،
I
، 89 ؛ سراپيون ، 254 ؛ ميمون ، 199 ؛ بيطار ، 725 ؛
Lane
، 666 ؛
I , Dozy
، 334 :
حور رومى -
populus nigra L .
. خود بيرونى در جايى ديگر ( شمارهء 933 ) اشاره مىكند كه نوشتار درست اين واژه « حور » است نه « جوز » و در الجماهر ، 199 نيز همين را مىگويد ( در آنجا بهجاى « حور » اشتباها « حوز » نوشته شده است ) . ابن سينا نيز هر دو نوشتار نام اين گياه را جداگانه ( شمارههاى 147 و 260 ) مىآورد .
( 2 ) . نسخهء الف : اكبروس ، بايد خواند اكيروس - يونانى ، قس . ديوسكوريد ،
I
، 89 .
( 3 ) . ايلاطتى ، بايد خواند ايلاقطرن - يونانى ( كافور ) .
( 4 ) . ترجمهء مستقيم « كه پشه به بار مىآورد » . متن اين عنوان اندكى تحريف شده است : يسمى اكبرس و صمغه اسخن و هو قيل ايلاطتى و هو شجرة يحمل البق . بايد خواند يسمى اكيروس و صمغه اسخن و هو ايلاقطرن و قيل هو شجرة تحمل البق .
279 . جوز زوان 1
اين علفى است كه براى قلاع 2 سودمند است .
( 1 ) . شلمك مستىآور -
Lolium temulentum L .
؛ ديوسكوريد ،
II
، 100 ؛ سراپيون ، 453 ؛ ميمون ، 143 .
( 2 ) . القلاع - آفت يا
nome
، نك . ابن سينا ،
I
، 537 .
280 . جوانسفرم 1
الرسائلى : اين شاهبابك يا شاهبانك 2 و در بعضى نسخهها شامامك 3 است .
مىگويند كه برگهايش گرد است و به دور درخت صنوبر مىپيچد و همواره سبز مىماند .
اين گفته بيشتر براى تعريف جمسفرم 4 مناسب است تا براى تعريف جوانسفرم .