[ اجزاى بلوط ] قابض است ، اما [ خاصيت ] قبض شديدتر از همه در پوستهء نازكى است كه بين پوست تنه و تنه ، نيز در پوستهء درونى بلوط قرار دارد » .
260 . جلّنار 1
- گل انار
« جلنار » را به لغت رومى لاثتوريدس 2 گويند ، اوثنا 3 نيز گويند و معنى او « خير الازهار » باشد يعنى « نيكوترين شكوفهها » . به سريانى وردادرمّانا 4 گويند و گل انار دشتى را به لغت رومى فلوسطيون 5 گويند .
در منقول مخلص آوردهاند كه گل انار را به لغت يونانى كيطينوس 6 گويند و به سريانى رمّانا مصريا 7 گويند يعنى « شهرى » و رمّاناددبرا 8 گويند مر دشتى را ، به لغت پارسى گلنار دشتى گويند .
از شكوفهء مصرى آنچه گلنار دشتى است مختلف الانواع است : بعضى از او سپيد بود ، بعضى از او سرخ و بعضى مورّد يعنى گلفام . خلقت [ شكل ] او به خلقت [ شكوفه ] بستانى مشابهت تمام دارد .
اوريباسيوس گويد : آنچه مصرى است او را بالاوسطيون 9 گويند .
فزارى گويد : او را به لغت سندى خنداقل 10 گويند و درخت او را بار نباشد بلكه بر گلنار مقصور بود زيرا كه او [ درخت ] نر است .
ابو معاذ گويد : [ شكوفه انار ] مصرى را چون دشتى بود رعث 11 گويند و مظّ نيز گويند و در اين نوع منفعتى نباشد نه در شكوفه او و نه در بار او .
ازهرى در تهذيب « رعث » نياورده است .
ابو عبيد از اصمعى روايت كرده كه نار دشتى را عرب « مظ » گويد و در اين معنى شاعران [ قبيله ] طىّ 12 شعر گفتهاند :
دور فكن نگرانى چون توراست قوى شترى * هيجان زده از دو ساربان پيشى گيرد
گويى [ و راست ] بر گلو و بر لبان * و بر پرههاى بينى لرزان راء و مظّ 13
( 1 ) . گل
Punica granatum L .
؛ سراپيون ، 293 ؛ ابو منصور ، 117 ؛ ابن سينا ، 149 ؛ غافقى ، 149 ؛ ميمون ، 75 . « جلنار » معرب « گلنار » ( درستتر گل انار ) فارسى است ، قس .
II , Vullers
، 1025 .
( 2 ) . لاثتوريدوس ( ؟ ) .
( 3 ) . نسخهء فارسى : اوثنا ، بر بهلول ، 15 59 : اويتا .