وجود دارد .
شخصى كه به خبرش 7 دربارهء اين چيزها اعتماد دارم ، به نقل از هندىها مىنويسد كه خيزران 8 كه از آن طباشير مىسازند ، به رنگ سرخ روشن است و هنگامى كه آن را بسوزانند ، تنكار از آن جارى مىشود .
* يكى از [ مؤلفان ] مىگويد كه [ تنكار ] كف آب [ دريا ] ست كه به درههاى ناحيه مالوا رسيده است . نيز مىگويند كه گل آن محل به تنكار تبديل مىشود . 9
هندىها [ تنكار ] را به فال بد مىگيرند و به كسى [ كه با تنكار ] وارد شود ، اجازهء آميزش با جمع نمىدهند ، اما علت اين كار را نمىگويند . 10
در مسائل تئوفراست 11 [ گفته مىشود ] : تنكارى كه با آن طلا را مىچسبانند ، بين مواد مرطوب به دشوارى مىسوزد ، زيرا چسبناك است و اجزاى خاك در آن بسيار است . در جاى [ ديگر ] ، پس از شرح تهيه [ تنكار ] ، مىگويد كه آن بيشتر بر درخت بلوط يافت مىشود .
( 1 ) . تنكار طبيعى ( يا معدنى ) بوره ( براكس ) است ، يعنى كانى با تركيب شيميايى
Na 2 B 4 O 7 . 10 H 2 O
؛ كريموف ، سر الاسرار ، 133 ، يادداشت 85 ؛ سراپيون ، 505 ؛ ابن سينا ، 726 ؛ ميمون ، 383 ؛ الجماهر ، 448 ، يادداشت 80 . نام تنكار يا تنكار ( در زبان امروزى ازبك و تاجيك تنكر ) از طريق تنگار فارسى (
I , Vullers
، 469 ) آمده و احتمالا از تنكنه سانسكريت نشئت مىگيرد (
Dutt
، 81 ) .
( 2 ) . بيرونى در اينجا از كتاب الاسرار رازى با اندك اختصار نقل مىكند ؛ نك . دستنويس كتابهاى تاريخى جمهورى ازبكستان شمارهء 3758 ، ورق 6 ب ؛
Ruska , Al - Razi's Buch Geheimnis der Geheimnisse , 89
. ( 3 ) . ملخ اندرانى ، بايد خواند ملح ذرآنىّ ، نك . شمارهء 1015 ؛
Lane
، 958 .
( 4 ) . ملح البول - نمكى كه از راه تبخير بول انسان به دست مىآيد و تركيب شيميايى آن
NaHNH 4 PO 4 . 4 H 2 O
است ، كريموف ، سر الاسرار ، 130 ، يادداشت 63 .
( 5 ) . در نتيجهء عمليات شرح داده شده در بالا ، بهطور عمده مخلوطى از نمكهاى سديم زودگداز اسيد بوتيريك يا ديگر اسيدهاى چرب با كازئين شير به دست مىآيد . كريموف ، سر الاسرار ، 133 ، يادداشت 85 .
( 6 ) . نك . يادداشت 1 .
( 7 ) . نسخهء الف : فى البحر ، بايد خواند فى الخبر .
( 8 ) . الرماح جمع الرمح « نيزه » ، در اينجا خيزرانى را در نظر دارد كه از آن نيزه تهيه مىكنند .
( 9 ) . نسخهء فارسى : « در ناحيهء مالاوه وادىهاى بزرگ باشد و چون آب دريا به آن موضع برسد بر سر او چون كفك چيزى باشد ، اين نيز تنكار است كه به اطراف برند . بعضى گفتهاند كه تنكار گل آن وادىهاست