ديوسكوريد مىگويد : [ اسطوخودوس ] به نام يكى از جزيرههايى ناميده شده است كه آن را از آنجا مىآورند . اين - گياهى با ميوههاى باريك است ، بتهاى 4 مىسازد شبيه بتهء سعتر ، فقط برگهايش درازتر است . بين برگها ساقههاى باريك خاكسترى رنگ ، مانند افيتمون ، [ ديده مىشود ] ، از نظر شكل نيز به آن شبيه است اما تخم ندارد .
ابن ماسويه مىگويد : [ اسطوخودوس ] روى ساقه رشد مىكند ؛ داراى تخم است و اگر آن را بمالند ، بوى كافور به مشام مىرسد . بهترين [ اسطوخودوس ] آن است كه برگهاى سبز داشته باشد .
* از ناحيهء لنجستان كه بين پرشاور در هند و كوههاى افغانستان از طرف دهك 5 قرار دارد ، نوعى [ اسطوخودوس ] متفاوت با رومى به شهر غزنه مىرسد 6 ، از رومى بزرگتر و بيشتر متمايل به رنگ سفيد است تا سرخ .
رازى مىگويد كه جانشين [ اسطوخودوس ] فراسيون 7 است .
( 1 ) .
Lavandula stoechas L .
؛ ابو منصور ، 15 ؛ ابن سينا ، 20 ؛ غافقى ، 28 ؛ ميمون ، 6 .
( 2 ) . ستوخس يونانى ، ديوسكوريد ،
III
، 26 .
( 3 ) . نسخههاى الف و فارسى : دهار ، محيط اعظم ،
II
، 28 : دهارو ، قس . غافقى ، 28 ، ص 103 ،
Platts
، 38 : دهارى
Lithrum fructicosum - ( dh ri )
يا
Grislea tomentosa
.
( 4 ) . نسخهء الف : حمة بايد خواند جمّة - ترجمهء مستقيم « موهاى فراوان بر سر » . نسخهء فارسى : سرنبات او بشبه سرنبات سعتر بود .
( 5 ) . نسخهء الف : دهل بايد خواند دهك ،
Picture
، 110 ، يادداشت 2 .
( 6 ) * . در
PIcture
، 110 درج شده است .
( 7 ) . الفراسيون نك . شمارهء 767 . آخرين جمله در نسخهء پ اشتباها در عنوان بعدى ( شمارهء 41 ) درج شده است .
41 . اسقورديون 1
ديوسكوريد مىگويد : اين « سير وحشى » 2 است كه در كوهها مىرويد . برگهايش به برگهاى خمدريوس 3 مىماند ، اما كنارههايش بريده نيست . گلش به رنگ گل سرخ است ، مزهاش تلخ و بويش همان بوى سير است .
كنارهء [ برگها ] بريده است اگر در اين معنا بريدگى در طول ، مانند تره ، را در نظر داشته باشيم . آنها همچون بصيلا 4 و برگهاى پياز لولهاىاند و چندان گرد نيستند . به