مىسوزاند و سبب درد مىشود . 14
( 1 ) .
Andropogon schoenanthus L .
؛ سراپيون ، 9 ؛ ابو منصور ، 20 ؛ ابن سينا ، 7 ؛ غافقى ، 2 ؛ ميمون ، 8 .
( 2 ) . النور .
( 3 ) . و الرياحين و النجم .
( 4 ) . فغو الشجر ، ترجمهء مستقيم « گل درخت » .
( 5 ) . نسخهء الف : سوندهى .
Platts
، 702 : سوندهى
( sondhe )
- خوشبو .
( 6 ) . كندبيل ، مخزن ، 81 - 82 و نسخهء پ ؛ نسخهء الف : كنزبيلا .
( 7 ) . النجم - نام ديگر ثيل يعنى مرغ است ؛ نك . شمارهء 238 ، ميمون ، 251 .
( 8 ) . نسخهء الف : اغرسطس ، نسخهء فارسى : اغروسطس يونانى ، ميمون ، 251 .
( 9 ) . نسخهء فارسى : گورگياه ، نسخهء الف : گورگيا .
( 10 ) . رعى العير .
( 11 ) . كرتهء دشتى يعنى « كرته خودرو ، وحشى » نك .
II , Vullers
، 812 ، نسخهء پ : كرنه .
( 12 ) . ياكولان - نام ديگر « اسل » ؛ ابو حنيفه ، 22 . نام معمولى اسل
Juncus acutus L .
يا
Juncus arabicus Post .
است ؛ عيسى ، 10 102 ؛ ميمون ، 90 و 372 .
( 13 ) . القطن ، القطنة المنقشة -
Gossypium herbaceum L .
؛ عيسى ، 4 89 .
( 14 ) . نسخهء الف ادامه مىدهد : « در جرجان روى كوههايى كه بين آنها قلعه جناشك قرار دارد ، گياهى است كه برگهايش شبيه برگهاى خس [ كاهو ] است و مزهء معطر [ مطبوع ] دارد . آن را « گوزن تل » مىنامند .
همانند شاهدانه [ بنگ ] مستىآور است . سپس دربارهء خاصيت سكرآورش مىافزايند كه [ مست ] سخنانى را كه هنگام كندن اين [ گياه ] بر زبان رانده [ تكرار خواهد كرد ] » . همهء اينها در تحريرى ديگر در شمارهء 930 كه از گوزن گياه سخن مىرود ، آورده شده است . ظاهرا شباهت شكل « گورگيا » و « گوزنگياه » به اين جابهجايى متنها انجاميده است زيرا مطالب بالا هيچگونه ارتباطى با گورگيا ندارد . اين قطعه در نسخهء فارسى وجود ندارد . نك . شمارهء 930 .
23 . أذن الحمار 1
- « گوشخر » ، هوهچوبه
ابو حنيفه مىگويد : برگهايى به پهناى يك وجب دارد ؛ ريشهاش از هويج بزرگتر و به اندازه يك ارش است ، آن را مىخورند و آن شيرين است . 2
( 1 ) .
I , Dozy
، 15 : اذان الحمار -
Stein . ; Cohsoude
، 36 : اذن الحمار -
Symphytum - oreille d'ane officinale L .
( اننكوف ، 345 - 346 ) ، يعنى هوهچوبه دارويى . بين نامهاى پرشمار اين گياه كه اننكوف