ساده از نظر اهمّيّت در مرتبهء بالاترى قرار مىگيرد . « 113 »
اگر آنچه در نتيجهء تجربهء طولانى و استفاده از قياس حاصل شده حد و مرزى داشت ، آنگاه ديوسكوريدس شايستهترين بود در احاطه به اين حد و مرز و جالينوس مناسبترين براى تعيين آن « 114 » ، و بين جديدترين [ مؤلفان ] يحيى بن ماسويه ، ماسرجويه ، محمد بن زكريا و ابو زيد ارّجانى ، هرچند كه فقط گردآوراناند و در سعى و كوشش به پاى پيشينيان نمىرسند .
داروشناس بيش از هر چيز به منظور دو كار به اين فن نياز دارد : يكى از آنها حذف « 115 » است و ديگرى تبديل . اما حذف [ چيست ؟ ] اگر او [ داروشناس ] و طبيب بخواهند تركيبى تهيه كنند كه به تأثير موفقيتآميز بر بيمارى حاضر شهرت دارد و مرگ و زندگى بيمار به آن تركيب وابسته است ، اما يكى از داروها يافت نشود . در اين صورت آنها نبايد به سبب اين كمبود از تهيهء مخلوط « 116 » يا معجون « 117 » خوددارى كنند و چشم پوشند تا بيمار بر اثر سود مورد انتظار از دست نرود . چنين كمبودى در معجونها همانند كمبود در يكى از اندامهاى موجود زنده است ، زيرا كمبود در كار [ موجود زنده ] متناسب با اين [ اندام ] آشكار مىشود ، اما سودمندى كاركردهاى ديگر اندامهايش را از ميان نمىبرد .
آخر صاحب يك انگشت يا بيشتر ، براى گرفتن چيز دلخواه خود ناتوانى نشان نمىدهد همچنانكه آدم لنگ در پيمودن مسافتى با بار ناتوان نباشد ، هرچند كه او اين كار را به مراتب كندتر [ انجام مىدهد ] و بيشتر از آدم سالم خسته مىشود .
و اما تبديل ، اين يكى از سودمندترين چيزهاست و به دو بخش تقسيم مىشود . يكى از آنها تبديل در نوع است و ديگرى تبديل در جنس . [ تبديل ] در نوع چنين است : چيزها از نظر محل پيدايش و رويش به سبب [ تفاوت ] در خاك ، آب و هوا متفاوتاند . آنها از نظر مرغوبيت بسته به سرزمين « 118 » ، محل پيدايش و استخراج نيز متفاوتاند . مثلا در يك
( 113 ) . اين جملهء طولانى در
Vorwort
، 37 به درستى ترجمه نشده و
XXII ) Krause DI
، 296 ) نيز به آن اشاره كرده است .
( 114 ) . ترجمه در
Vorwort
نادرست است .
( 115 ) . الحذف .
( 116 ) . المخلوط .
( 117 ) . المعجون . نك . ابن سينا ،
V
، 238 ، يادداشت 2 براى ص 19 .
( 118 ) . من جهة جانبها .