بن عبد اللّه النجار الرازى ، معتزلى باشد كه در حدود 220 / 835 درگذشت . « 598 »
السواحلى . در شمارهء 1108 آمده است . ظاهرا « نسب » سواحلى از سواحل به معناى ساحل شرق دور افريقا ( سومالى و كنيا ) است . « 599 »
السيبوى . در شمارهء 387 آمده است .
الصلبى . در شمارهء 994 آمده است .
الطاهر بن محمد . در شمارهء 337 آمده است . در شمارهء 508 فقط از طاهر نام برده شده كه ظاهرا بايد همان طاهر بن محمد باشد زيرا در آنجا هنگام نقل ، به شمارهء 337 اشاره شده است .
طاهر السجزى . در 7 ب و در شمارهء 100 آمده است . مهيرهوف حدس مىزند كه او ممكن است ابو سليمان محمد بن طاهر بن بهرام السجزى پزشك و فيلسوف سرشناس در بغداد باشد ( در 391 / 1001 درگذشت ) « 600 » .
العمانى . اين نام در شش عنوان صيدنه آمده است و همهء نقلها از اين مؤلف تقريبا مضمون اطلاعات جغرافيايى و توصيف راههاى دريايى را دارد كه اين يا آن ماده دارويى را از چه راههايى مىآورند . العمانى احتمالا معاصر بيرونى بوده است ؛ زيرا در شمارهء 633 كه از درخت « صبار » ( تمر هندى ) سخن مىرود ، العمانى از ابن مكرم « 601 » حاكم عمان ( در 428 / 1037 درگذشت ) ياد مىكند . بنابراين او نمىتواند با « يزيد العمانى » يا « محمد العمانى » « 602 » كه در متنهاى بزرگ بن شهريار از آنها نام برده شده است ، يكى باشد .
الفهلمان / البهلمان . نك . شمارهء 190 ، يادداشت 10 .
حكم بن حنين . در شمارهء 311 آمده است .
حسن . در شمارهء 449 آمده است .
خواجه امام اجل حافظ الدين . در شمارهء 136 آمده است .
( 598 ) . ابن نديم ، 268 ؛ اعلام ،
II
، 276 .
( 599 ) . ابن ماجد ، 127 .
( 600 ) .
Vorwort
، ص 41 ، يادداشت 4 .
( 601 ) . نام كامل اين حاكم ابو القاسم على بن حسين بن مكرم است . اعلام ،
V
، 89 .
( 602 ) . نك . منابع عربى ،
II
، 364 .