نمىتواند شامل همهء كفار باشد ؛ و گرنه باب هدايت بسته مىشد ؛ در حالى كه قرآن ، خلاف آن را اعلام كرده است . چنين تعبيرى در سورهء يس نيز - كه مكى است - وجود دارد ؛ چنان كه مراد از
« الَّذِينَ آمَنُوا »
در مواردى كه بدون قرينه ، در قرآن آمده ، نخستين پيشگامان مسلمانان است كه به منظور شرافت بخشيدن ، بدين خطاب ويژه گشتند . « 1 »
از طرفى ، مخاطب قرار دادن گروهى ويژه ، سبك كتاب نمىباشد . ويژگىها و خصوصيات ديگرى نيز وجود دارد كه نشانگر گفتارى بودن سبك قرآن و دور بودن آن از شيوهء نگارش كتاب است .
اكنون پرسش اين است كه اگر بيشتر قضاياى قرآن ، شخصى و زمانمند است ، چه فايدهاى براى عموم مردم دارد ؟ در حالى كه قرآن ، كتاب هدايت براى همهء مردم است .
در پاسخ به اين پرسش ، توجه خوانندگان را به مفاهيم فراگير قرآن جلب مىكنيم كه از بطون آياتِ خاصنما ، برداشت مىشود .
گفته شد كه قرآن ، ظاهرى دارد و بطنى ؛ ظاهرى بر اساس مورد نزول و ويژهء كسانى كه قرآن در شأن آنان نزول يافته كه زمانمند است ؛ و بطنى بر اساس تأويل كه عبارت است از مفاهيمى فراگير و جارى در همهء زمانها . اين مفاهيم از مفهوم آيه استنباط شده ، در پس پردهء ظاهر تعبير ، پنهاناند . همين مفاهيم فراگيرِ باطنىِ ظواهر قرآن ، ماندگارى و جاودانگى قرآن را تضمين مىكنند و ملاك ، همين باطن است ، نه ظاهر تنزيل .
[ م / 68 ] امام ابو جعفر باقر عليه السلام فرمود : « « اگر آيهاى در شأن گروهى نازل شود و با مُردن آنها ، آيه نيز از بين برود ، از آن قرآن چيزى نمىماند ( بى فايده مىشد ) ، اما تا آسمان و زمين برجاست ، قرآن ، آغازش بر پايانش جارى است و براى هر گروه ، آيهاى است كه آن را تلاوت مىكنند و از [ مصاديق ] آيات رحمت يا عذاب خواهند
هامش
( 1 ) . بنگريد به : الميزن ، ج 1 ، ص 50 .