( شما بر ما شتافتيد ، آن گاه كه ما بر شما شتافتيم ؛ در حالى كه آنچه را خداى رحمان بخواهد بسته مىشود يا گشايش يافته ، رها مىگردد . )
همچنين زيد بن عمرو دربارهء دين قومش مىگويد :
و لكن أعبد الرحمان ربّى * ليغفر ذنبى الربّ الغفور « 1 »
( ولى من پروردگارم را - كه رحمان است - عبادت مىكنم ؛ تا پروردگار آمرزنده گناهم را بيامرزد . )
به گفتهء ابو جعفر طبرى ، « برخى از كم خِردان پنداشتهاند كه عرب رحمان را نمىشناخت و اين واژه در لغت عرب نبوده است ، از اين رو به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفتند :
« وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا »
؛ كه اين سخن در مقام انكار شناخت اين نام است .
گويا آنان ( طرفدارانِ غير عربى بودنِ رحمان ) محال مىدانند كه اهل شرك آنچه را عالم به صحت آن بودند ، انكار كنند ؛ يا گويا اين آيهء كتاب خدا را تلاوت نكردهاند :
« الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ »
« 2 »
.
با وجود اين ، آنان حضرت را تكذيب كرده ، نبوت او را انكار كردند ؛ بنابراين آنان حقيقتى را ردّ مىكردند كه صحت آن ، نزدشان ثابت شده بود و به خوبى مىشناختند . براى برخى از افراد دوران جاهليت ، اين گونه سروده شده بود :
ألا ضربتْ تلك الفتاة هجينها * ألا قضب " الرحمان " ربّى يمينها
سلامة بن جندل طهوى نيز گفته است :
عجلتم علينا عُجَيْلتنا « 3 » عليكم * و ما يشأ الرحمان يُعقَد و يُطلق » « 4 »
ابن كثير نيز در تفسير ، اين مطلب را آورده است . « 5 »
فخر رازى در تفسير لفظ جلاله گويد : « برخى گفتهاند كه اين واژه ( رحمان )
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 242 ؛ روض الأنف ، ج 1 ، ص 257 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) 146 : « كسانى كه به ايشان كتاب [ آسمانى ] دادهايم ، او ( محمد ) را همچون فرزندانشان ، مىشناسند . »
( 3 ) . عجيلة : تند راه رفتن .
( 4 ) . طبرى ، ج 1 ، ص 87 و 88 .
( 5 ) . ابن كثير ، ج 1 ، ص 23 .