افزون بر اين ، اشتراكِ ريشهء واژهها در زبانهاى نزديك به هم ، امرى شناخته شده است ؛ چنان كه خود امتها نيز همريشه هستند ؛ به ويژه در زبانهايى همچون عربى ، عبرى و سُريانى ، كه ريشههاى مشتركى دارند و دليلى وجود ندارد كه يكى از آنها برگرفته از ديگرى يا يكى اصل و ديگرى فرع باشد ؛ اگر نگوييم كه زبان عربى به سبب قدمتش ، اصالت دارد .
همچنين شمارى از عربنماهاى متجاوز به اسلام در تلاشى مذبوحانه ، بر آن شدند كه واژهء فرقان را به ريشههاى يهودى - مسيحى بازگردانند .
از جمله سخنان گزاف ، اين گفتهء برخى از خاورشناسان يهودى « 1 » است كه واژهء فرقان ، عبرى است و پس از ورود به زبان عربى ، تعريب « 2 » شده است . به گفتهء آنان ، فرقان در اصل ، « پيركى »
( Pirke )
بوده است . مبلغ مسيحى ، مرجليوث ، در دانشنامهء خود ، دين و اخلاق ، مىگويد : « واژهء اصلى ، " پيركى - أبوت " بوده است . » « 3 »
ريچارد بيل در كتابش ، مدخل الى القرآن ( ص 136 و 137 ) - كه پس از وفاتش منتشر شد - حاشيهاى بر واژهء فرقان نگاشته و در آن ، تفسيرى ارائه كرده است كه آميخته از تفسير مورد اتفاق مفسران مسلمان و تفسير خاورشناسان مسيحى است - كه مىپندارند اصل واژهء فرقان به كلمهء سُريانى « فرقانا »
( Furkana )
بازمى گردد . وى مىگويد : « فرقان از مصادر مسيحى مشتق شده است ، ليك محمد به ناچار ، آن را با واژهء عربى " فرق " درآميخت تا جداسازى پيروانش از غير مؤمنان آسان گردد . » « 4 »
اين سخن وى ، سخت نامفهوم است و البته جاى شگفتى ندارد ؛ چرا كه گويندهاش در وادى تخيلات سير مىكند .
دكتر عبد الرحمان بَدَوى مىگويد : « نسبت دادن واژهء فرقان به كلمه عبرى
هامش
( 1 ) . همچون : « جيجر » در كتابش ، ما أخذ محمد من اليهود ( ص 99 ) ؛ هرشفلد در كتابش ، بحوث جديدة فىالقرآن ( ص 68 ) ؛ هورويتز در بحوث قرآنيه ( ص 76 و 77 ) .
( 2 ) . [ عربى سازى ؛ اسم غير عربى را به ساختار عربى بردن . ]
( 3 ) . الدفاع عن القرآن ضدّ منتقديه ، ص 58 .
( 4 ) . همان ، ص 60 .