عرب نيز رواج دارد . شاعر « 1 » مىگويد :
هنّ الحرائر ، لا ربّات أخمرة * سود المحاجر ، لا يقرأن بالسُّوَر
( آنان زنان آزاد هستند ، نه [ كنيزانى ] صاحب روسرى و سياه چُردهاى كه نمىتوانند سورهها را قرائت كنند . )
« لا يقرأن بالسور » ؛ يعنى سورهها را تلاوت نمىكنند و باء زائده است . ابن منظور گويد : « معناى اين جمله نزد عرب آن است كه سورهها را قرائت نمىكنند . » « 2 » ابن سيده نيز گويد : « مراد شاعر ، " لا يقرأن السور " بوده كه باء را افزوده است . » « 3 »
بنابراين قرائت و كتابت ، هر دو ، در اصل به معناى گردآورى هستند ؛ جز آنكه كتابت ، گردآورى حروف و نظم واژهها در نوشتن است و قرائت ، گردآورى آنها در گفتن مىباشد .
اكنون كه ثابت گرديد واژهء قرآن در لغت [ عربى ] ، اصالت دارد و كاربردهاى كهن آن ، اشتقاقهاى رايجى داشته است ، مجالى براى احتمال دخيل دانستنِ آن از ريشهء سُريانى - آنسان كه برخى گفتهاند - وجود ندارد .
برخى ادعا كردهاند كه احتمال مىرود واژهء قرآن از « قريانه » به معناى قرائت - كه در كليساى سريانى به كار مىرفت - مشتق شده باشد . اين مطلب ، در دايرة المعارف انگليسى آمده و خاورشناس فرانسوى ديگرى ، به نام ريگى بلاشر ، آن را تكرار كرده است . منابع غربى نيز بىهيچ واكاوى در حقيقت امر يا بحث روشمند علمى ، آن را پذيرفتهاند . « 4 »
هامش
( 1 ) . وى ، عُبَيد بن حُصَين ، ابو جندل نُمَيرى معروف به راعى ( چوپان ) است . اين لقب او ، به دليل فراوانى توصيف شتر دراشعارش مىباشد . وى از شاعران بزرگ مسلمان و معاصر با فرزدق و جرير بود و حدود سال نود هجرى از دنيا رفت . ( الوافى بالوفيات ، ج 19 ، ص 283 ) .
( 2 ) . لسان العرب ، ج 3 ، ص 389 و بنگريد به : ج 4 ، ص 386 و ج 1 ، ص 128 .
( 3 ) . المحكم والمحيط الاعظم ، ج 6 ، ص 469 و 470 .
( 4 ) . بنگريد به : قضايا قرآنية فى الموسوعة البريطانية ، ص 25 و 26 .