تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
به سبب تذكيه ، ضامن ارش آن حيوان است و تفاوت بين مذكَّى و غير آن بحسب قيمت ، و همچنين قطع اعضاء و جوارح آن و شكستن استخوان آن در حال استقرار حيات آن . و استثناء آن چه از مقطوع ، قابل انتفاع محلل و صاحب قيمت [ است ] در اينجا و در قطع از اعضاى مأكول اللحم مناسب است ، چون مقطوع ، ميته است و قابليت تذكيهء اصل ، فارق نيست . و اگر اتلاف به غير تذكيه باشد ، ضامن تمام قيمت حيوان در حال حيات است بعد از استثناى آن چه منفعت محلله دارد چنانچه گذشت . و ممكن است از محلَّل الأكل كه بحسب عادت ، مأكول نيست مثل اسب و قاطر و الاغ ، از اين قسم باشند كه ضمان تمام قيمت به اتلاف آنها به تذكيه ، حاصل مىشود با استثناء مذكور ؛ مگر آن كه پوست آنها بلكه گوشت آنها صاحب قيمت باشد كه استثناء مىشود از قيمت حيوان تماماً ، و اين مطلب مختلف است به اختلاف مكان و زمان .

جنايت بر حيوان غير مأكول غير قابل تذكيه

احوط در مطلق كلب صيد توافق و مصالحه در ديه بر چهل دينار است نسبت به دو طرف زيادتى بر قيمت فعليه حين جنايت يا نقيصه از آن . و همچنين توافق و مصالحه در كلب غنم بر يكى از كبش يا 20 درهم موافق احتياط است ، و محتمل است تخيير در واقع ، و ارادهء تعيين غير ثابت در قيمت با ثابت كه 20 درهم است در صورت زيادتى اولى يا نقصان بحسب قيمت محتمل است ، و احتياط در آن چه ذكر شد ترك نشود . و همچنين احوط توافق است در كلب بستان بر 20 درهم يا قيمت فعليّه ، يعنى بر يكى از اينها به نحو صلح . و در كلب زراعت احوط مصالحه است بين قيمت فعليه و جريب « 1 » يا قفيز از بُرّ .
هامش
« 1 » جريب 4 قفيز : از ازهرى . 2 قفيز 8 مكوك ؛ مكوك 3 كيلجه ؛ كيلجه يك منّ و 7 ثُمن منّ ؛ و منّ دو رطل است : ( صحاح )