محتمل است لحوق آن به بندقه نه به معراض ، بلكه اين احتمال قريب است .
عدم اعتبار وحدت آلت و وحدت صياد
معتبر نيست در اصطياد و حليت به سبب آن ، وحدت آلت به حسب شخص و سنخ ، و نه وحدت صياد ؛ پس دو نفر اگر به دو آلت حديديّه ، يا آن كه يكى با سهم و ديگرى با ارسال كلب ، اصطياد كرد ، [ و صيد ] در يك زمان ، مقتول به دو سبب شد ، حلال است با تسميه و سائر شروط در هر دو سبب از هر دو صائد .
2 - معلَّم بودن سگ شكارى
معتبر است در اباحهء آن چه كلب ، صيد مىنمايد كه « معلَّم » باشد ، يعنى آموخته باشد شكار را به نحوى كه در عرف اهلش شكارى باشد ، و اين نمىشود مگر آن كه طورى باشد [ كه ] : به فرستادن صاحبش برود و به زجر او قبل از فرستادن و بعد از آن خوددارى از رفتن نمايد در موقعى كه مثلًا در نظر صاحب آن ضرر دارد به شكار كردن رفتن آن .
اعتبار عدم اكل توسط كلب معلَّم
و اما اعتبار عدم اكل مگر در نادر از اوقات شكار پس مشهور [ است ] ، لكن قول به عدم اعتبار ( چنانچه به جماعتى منسوب است ) به حسب روايت شايد اشهر است ؛ و محل اختلاف ، اكل در حال قتل است اگر چه محتمل باشد ، نه اكل بعد از آن و بعد از رسيدن صاحب آن يا قبل از قتل كه فرض مىشود .
و ظاهر ، اعتبار عدم اكل است به حسب ملكه ، و گر نه عرفيت ندارد شكارى بودن و معلَّمِ عرفى نيست ؛ و از اين جهت عدم اكل را از محقِقات و شروط معلَّم بودن ذكر فرمودهاند .
و اگر معلَّم باشد در عرف ، اكل اتفاقى ضرر ندارد بنا بر اظهر ، و عدم اكل رأساً در كمال تعليم ضرر دارد ، و اما آشاميدن خون مقتول پس مطلقاً مضرّ نيست .
حدّ تعليم كلب معلَّم
و حدّ تعليم ، تكرار مفيد ظن به حصول آن به اتّصاف به امور ثلاثهء مذكوره است به