تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠

اصناف مردم

مردم بر چهار دسته‌اند : گروهى از آنان مانعى از فساد در زمين ندارند مگر پستى نفس ، و كندى اسلحه و كمى مال . گروه ديگر اسلحه بركشيده ، شرّ خود را آشكار كرده ، سواره و پياده‌اش را دنبال خود راه انداخته ، خود را براى فساد آماده نموده ، دين خود را تباه كند ، براى اندكى از مال دنيا كه به غارت برد ، يا سوارانى كه به دنبالش بيفتند ، و يا مسندى كه بر آن نشيند . چه تجارت بدى است كه دنيا را ارزش خود دانى ، و آن را عوض آنچه نزد خدا براى تو مهيّاست قرار دهى ! گروه ديگر آن كه با عمل آخرت ، دنيا خواهد و آخرت را به وسيلهء عمل صالح دنيوى نجويد . اظهار فروتنى كند ، گامها را كوچك بردارد ، دامن جامه كوتاه نمايد ، و خود را امين جا زند ، و پرده‌پوشى حق را وسيلهء معصيت قرار دهد ! گروه ديگر را پستى نفس و نداشتن قوم و قبيله از طلب حكومت بر جا نشانده ، اين تهيدستى او را محدود كرده ، خود را به اسم قناعت آراسته ، و خويش را به لباس زهد زينت داده ، در حالى كه شب و روز اهل عنوان قناعت و زهد نيست . باقى ماندند آنان كه ياد قيامت چشمشان را از حرام بسته ، و ترس از محشر اشكشان را جارى كرده . گروهى از اينان مطرود مردمند ، و بعضى در وحشت مقهوريت ، و دسته‌اى ساكت و خاموش ، و عدهء ديگر با خداوند مناجات مخلصانه دارند ، و بعضى از اينان هم ماتم زده و زجر كشيده‌اند . تقيه آنان را به گمنامى كشيده ، در خوارى غرق شده ، در دريايى از تلخى غوطه‌ورند ، دهانشان از سخن بسته ، و قلبشان مجروح است . ملّت را موعظه كردند تا ملول و خسته شدند ، مقهور مردم شده تا خوار گشتند ، و شهيد شدند تا اندك شدند . دنيا بايد در چشم شما ناچيزتر از برگهايى باشد كه جز در دبّاغى به كار نيايد ، و بىارزش‌تر از پشم بز باشد كه موقع چيدن از لبهء قيچى مىريزد . از گذشتگان پند گيريد پيش از آنكه آيندگان از شما پند گيرند ، و دنياى نكوهيده را رها كنيد ، زيرا اين دنيا كسانى را رها كرده كه عاشق‌تر از شما به آن بودند .