تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 887

مساهمون:

ص٨٨٧
كردم ، به امامتش اقرار دارم ، واجب بودن اطاعتش را معتقدم ، پس زيارتگاهش را قصد كردم ، با گناهان ، و عيبها ، و جرمهاى هلاكت‌بار ، و بسيارى بديها و خطاهايم ، و آنچه را تو از من خبردارى ، پناهنده‌ام به گذشت ، و بردبارىات ، اميدوارم به رحمتت ، پناه برده‌ام به پايهء عنايتت ، پناه آورنده‌ام به مهرت ، خواهان شفاعتم ، از ولىّات و فرزند اوليايت و برگزيده‌ات ، فرزند برگزيدگانت ، و امينت و فرزند امنايت و خليفه‌ات ، و فرزند خليفه‌هايت ، [ هرگاه اين دعا پس از زيارت امير مؤمنان ( ع ) باشد به جاى كلمه « ابن » در هر چهار موضع « آبى » بگويد ] آنان‌كه قرارشان دادى ، وسيله‌اى به سوى رحمت و خشنودىات . و سببى به جانب مهر و آمرزشت ، خداى اول حاجتم به پيشگاه تو اين است ، كه گناهان گذشتهء مرا ، در عين زيادبودنش بيامرزى ، و در آنچه از عمرم باقى مانده ، مرا حفظ كنى ، و پاك نمايى دينم را از آنچه آلوده‌اش كند ، و بد نمايش سازد ، و معيوبش گرداند ، و نگاهش دارى ، از شك و دودلى و تباهى و شرك ، و پايدارم بدارى بر طاعتت و طاعت رسولت ، و فرزندان نجيب و خوشبختش ، درود و رحمت و سلام و بركاتت فراوان بر ايشان ، و زنده‌ام بدارى ، تا زنده‌ام مىدارى بر فرمانبردارى از ايشان ، و بميرانىام ، هرگاه بميرانى بر طاعت از آنان ، و از دلم پاك نكنى موّدت و دوستى آن بزرگواران ، و كينهء دشمنانتان را ، و رفاقت دوستانشان ، و به نيكى به آنان را نصيب من فرما ، و از تو مىخواهم ، اى پروردگارم ، كه اين زيارت را از من بپذيرى ، و عبادتت ، و مواظبت بر آن را محبوب من گردانى ، و براى بندگى به نشاطم آورى ، و گناهان و محرّماتت را منفور من كنى ، و از آنها بازم دارى ، و از كوتاهى كردن در نمازهايم ، و سبك شمردم و كاهلى از آنها بركنارم دارى ، و موفقّم بدارى بر اداى آنها ،