من خدمت مرحومه والدهام رسيد ، مادرم ديد تربت امام حسين عليه السّلام را ، در جيب پايين قباى خود گذاشته ، مادرم او را نهى كرد ، كه اين بىادبى به تربت مقدّسه است ، چه اينكه بسا شود زير ران قرار گيرد و شكسته شود ، برادرم گفت : چنين است كه فرمودى و تاكنون دو مهر شكستهام ، ولى عهد كرد كه پس از آن تربت را در جيب پايين خود نگذارد ، چند روزى از اين قضيّه گذشت ، علّامه والدم بدون اينكه از اين مطلب اطلاع داشته باشد ، خواب ديد كه مولاى ما حضرت ابا عبد اللّه السحين عليه السّلام براى ديدن او به خانه تشريف آورد ، و در اطاق كتابخانه نشست ، و ملاطفت و مهربانى بسيار كرد و فرمود : پسران خود را دعوت كن بيايند تا آنها را اكرام كنم . پس پسرها را خواست ، و با من پنج نفر بودند ، همهء آنها كنار در مقابل آن حضرت ايستادند ، و نزد حضرت جامهها و چيزهاى ديگرى بود ، يكيك را مىخواند ، و چيزى از آنها به او مىداد ، نوبت به برادر مزبور رحمه اللّه رسيد ، حضرت نظرى به او انداخت ، مانند كسىكه در غضب باشد . و التفات به پدرم نمود و فرمود : اين پسر تو دو تربت از تربتهاى قبر مرا در زير ران خود شكسته ، پس آن حضرت او را مثل برادران ديگر نخواند ، بلكه چيزى به سوى او افكند ، و الآن در ذهن من است كه گويا قاب شانهء ترمه به او داد ، بعد علّامهء والد بيدار شد و خواب خود را براى مرحومه والده نقل كرد ، و والده حكايت برادرم را براى او بيان نمود ، ولاد از صدق اين خواب شگفتزده شد .
فصل هشتم
در فضيلت و كيفيت زيارت كاظمين يعنى امام موسى كازم و امام محمّد تقى عليهما السّلام و ذكر مسجد براثا و زيارت نواب اربعه و زيارت جناب سلمان و مشتمل بر چند بخش است :
بخش اول : در فضيلت و كيفيت زيارت كاظمين عليهما السّلام
بدانكه براى زيارت اين دو امام معصوم عليهما السّلام فضيلت بسيارى ذكر شده ، و در اخبار بىشمارى وارد شده كه زيارت موسى بن جعفر عليهما السّلام مثل زيارت پيامبر صلى اللّه عليه و آله است . و در روايتى است : هركه او را زيارت كند ، مانند آن است كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و امير مؤمنان را زيارت كرده ، و در روايت ديگرى : مثل آن است كه امام حسين عليه السّلام را زيارت كرده