تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
و بهترين آمرزندگان . سپس گريه كن و صورت به خاك بگذار و بگو : رحم كن به كسىكه بد كرده و مرتكب گناه شده و درمانده شده و به اعتراف برخاسته . پس از آن طرف راست صورت خود را به خاك بگذار و بگو : اگر من بد بنده‌اى بودم ، تو خوب پروردگارى هستى . بعد طرف چپ را به خاك بگذار و بگو : گناه از بنده‌ات بزرگ بشد ، پس گذشت از تو نيكو باشد اى كريم . آنگاه به حال سجده برگرد و صد مرتبه بگو العفو : [ از من درگذر ] . مؤلّف گويد : اين مسجد از مساجد شريف كوفه است ، و منسوب به زيد بن صوحان مىباشد ، كه از بزرگان اصحاب امير مؤمنان عليه السّلام و از ابدال به شمار مىرفته ، و در جنگ جمل در يارى حضرت شهيد شد و دعايى كه در چند سطر قبل ذكر شد دعالى او بوده كه در نماز شب مىخوانده و در نزديكى مسجد او مسجد برادرش صعصعة بن صوحان است كه او نيز از اصحاب امير مؤمنان عليه السّلام و از عارفان به حق آن حضرت است ، و از بزرگان اهل ايمان است و آنقدر فصيح و بليغ بوده كه امير مؤمنان او را خطيب شحشح [ روان در گفتار سخنرانى ] گفته و به مهارت در سخنرانيها و فصاحت در زبان از او تعريف كرده و هم او را به قلّت مؤونه [ قانع و بىنياز از مردم ] ، و كثرت معونه [ يارىدهنده به مردم در حدّ زياد ] مدح فرموده و در شبى كه امير مؤمنان عليه السّلام از دنيا رفت و فرزندان آن حضرت جنازهء نازنينش را از كوفه به نجف حمل كردند ، صعصعه از جمله مشايعت‌كنندگان جنازهء آن جناب بود و چون اهل بيت از كار دفن امام فارغ شدند ، صعصعه كنار قبر مقدّس ايستاد و مشتى از خاك قبر بر گرفت و بر سر خود ريخت و گفت : پدر و مادرم فدايت اى امير مؤمنان عليه السّلام گوارا باد تو را كرامتهاى خدا اى ابو الحسن ، به راستى زادگاه تو پاكيزه و صبر تو نيرومند و جهادت بزرگ بود و به آنچه آرزو داشتى رسيدى و تجارت سودمندى كردى و به نزد پروردگار خود رفتى ، و از اين نوع كلمات بسيار گفت و به سختى گريست و ديگران را به گريه وا داشت و در حقيقت كنار قبر آن حضرت در ان دل شب مجلس روضه برقرار شد و صعصعه به منزلهء روضه خوان بود ، و مستمعين او جناب امام حسن و امام حسين عليهما السّلام و محمّد حنفيه
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 638 | الشيخ عباس القمي / انصاريان