تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
معبودم اين بندهء خطاكار گنهكار دستهايش را به جانب تو دراز كرده ، به خاطر خوش‌گمانىاش به تو ، معبودم اين بدكار در برابرت نشسته درحالىكه به بدى عملش اقرار دارد ، و چشم‌پوشى از لغزشش را از تو اميدوار است ، معبودم اين بنده ستمكار دو دستش را به سوى تو برداشته به اميد آنچه پيش توست ، به حق رحمتت او را از فضلت نااميد مكن ، معبودم ، بازگشت‌كننده به سوى گناهان در برابرت زانو زده ، درحالىكه ترسناك از روزى است كه خلايق در آن روز در برابرت زانو مىزنند ، معبودم بندهء خطاكار به محضرت آمده ، بىتاب و بيمناك ، حذركنان و اميدوار گوشه چشمش را به تو دوخته ، و آمرزش‌خواه و پشيمان اشكش جارى شده ، سوگند به عزّت و جلالت ، من با نافرمانى كردنم قصد مخالفت با تو را نداشتم ، و گناه نكردم آن زمانىكه گناه كردم درحالىكه نسبت به تو نادان بودم و نه بخاطر اينكه متعرّض كيفرت كردم ، و نه اينكه نظرت را سبك شمارنده بوده باشم ، بلكه نفس همه اينها را برايم بياراست ، و شقاوتم بر انجام آنها مرا يارى كرد ، و آبرودارىات نسبت به من مغرورم ساخت ، پس الان چه كسى مرا از عذابت نجات مىدهد ، و به ريسمان چه كسى جنگ زنم ، اگر ريسمانت را از من قطع كنى ، پس اى واى فرداى قيامت از رسوايى هنگام ايستادن در برابرت ، وقتى به سبكباران گفته شود بگذريد ، و به سنگين‌باران امر شود به آتش فرو ريزيد ، آيا با سبكباران خواهم گذشت ، يا با سنگين‌باران فرو خواهم ، ريخت ؟ ، واى بر من هرچه سنّم بيشتر شد گناهانم زياد شد ، واى بر من ، هرچه عمرم طولانى شد ، نافرمانىام فزونى يافت ، چقدر توبه كنم ، چه اندازه برگردم ؟ آيا مرا وقت آن نرسيده ، كه از پروردگارم حيا كنم ، خدايا به حق محمّد و خاندان محمّد مرا بيامرز و به من رحم كن ، اى مهربان‌ترين مهربانان