استخاره ذات الرّقاع ، و بعضى از اقسام استخاره و ساعات آن را ذكر كرديم ، به آنجا رجوع شود . و بدان كه سيّد ابن طاووس كلامى فرموده كه حاصلش اين است : من حديث صريحى نيافتم كه انسان براى غير خود استخاره كند ، ولى يافتم احاديث بسيارى را كه در آنها امر شده بر قضاى حاجت برادران به دعاها و ساير توسّلات ، بلكه در اخبار از فوايد دعا براى برادران چندان ذكر شده كه محتاج بر بيان نيست ، و استخاره نيز از جمله حاجات ، و از جمله دعوات است ، زيرا شخصى كه انسان را تكليف به استخاره مىكند ، به طور حتم حاجتى برايش پيش آمده و آن شخصى كه مباشر استخاره مىشود مىخواهد براى خود استخاره كند كه آيا صلاح است كه به او بگويد انجام بده يا نه ، و مىخواهد براى آن شخص كه به او گفته استخاره كند ، آيا مصلحت در فعل است يا در ترك ، و اين از چيزهايى است كه داخل است در تحت عموم روايات ناظر به استخارات و قضاى حاجات . علّامهء مجلسى فرموده : كلام سيّد در جواز استخاره براى غير ، خالى از قوّت نيست به جهت عمومات [ يعنى تعابير عامّ وارد در روايات براى رفع حاجت برادران دينى ] ، به خصوص وقتىكه نايب براى خود قصد كند كه به شخص طالب استخاره بگويد : انجام بده يا نده ، چنان كه سيد به آن اشاره فرموده : و اين نقشهاى است براى داخل كردن استخاره در تحت اخبار خاصّه ، ليكن احوط و اولى آن است كه صاحب حاجت خودش براى خود استخار كند ، زيرا ما خبرى كه در جواز وكالت در استخاره وارد شده باشد ، نديديم ، و اگر اين كار جايز يا راجح مىبود ، به طور قطع اصحاب از ائمه سؤال مىكردند ، و اگر سؤال كرده بودند براى ما دستكم در يك روايت نقل مىشد ، به علاوه اينكه شخص مضطر خود اولى به اجابت ، و دعاى او اقرب به خلوص نيّت است ، انتهى .
بيستوهشتم : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده : هركس يهود ، يا ترسا [ مسيحى ] ، يا گبرى [ مجوسى ] را ببيند و بگويد :
الحمد للّه الّذى فضّلنى عليك بالاسلام دينا ، و بالقران كتابا ، و بمحمّد نبيّا ، و بعلىّ اماما ، و بالمؤمنين اخوانا ، و بالكعبة قبلة خداى تعالى ميان او آن كافر در دوزخ جمع نكند .
مؤلّف گويد : از آيات و اخبار بسيارى استفاده مىشود كه مسلمان بايد از دوستى با كفّار و محبّت و ميل و تشبّه به ايشان اجتناب
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 1094
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٠٩٤