ورزد ، و بر مسلك آنان سلوك نكند . خداى تعالى فرمود : به حقيقت براى شما در ابراهيم و كسانىكه با او بودند سرمش خوبى است ، به قومشان گفتند : ما از شما بيزاريم از آنچه جز خدا مىپرستيد ، بين ما و شما هميشه دشمنى و كينهورزى است .
شيخ صدوق رحمه اللّه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده : حق تعالى به سوى پيغمبرى از پيامبران خود وحى فرستاد تا به مؤمنان بگويد :
لباس دشمنان مرا نپوشيد ، و غذاى دشمنان مرا نخوريد ، و بر راههاى دشمنان من مرويد ، كه دشمنان من خواهيد بود ، چنانكه آنان دشمنان منند . لذا در بسيارى از روايات وارد شده : فلان عمل را بجا آوريد ، و خود را به كفّار شبيه نسازيد ، مانند روايتى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده : شارب [ موهاى پشت لب ] را از ته بگيريد ، و محاسن [ موهاى صورت ] را بلند بگذاريد ، و خود را به يهوديان و گبران شبيه نكنيد ، و نيز فرمود : گبران محاسن خود را تراشيدند ، و شاربهاى خود را زياد كردند ، و ما شارب خود را مىگيريم و محاسن مىگذاريم ، و هنگامىكه نامههاى دعوت آن جناب به پادشاهان رسيد ، كسرى به باذان عامل يمن نوشت ، آن حضرت را نزد او فرستد ، و او كاتب خود بانويه ، و مردى كه او را خرحسنك مىگفتند به مدينه فرستاد ، و آن دو محاسن خود را تراشيده و شارب گذاشته بودند ، آن جناب را خوش نيامد كه به ايشان نظر كند فرمود : واى بر شما چه كسى شما را به اين هيئت امر كرده ؟ گفتند : پروردگارمان يعنى كسرى ، فرمود ولى پروردگار من مرا به گذاشتن محاسن و چيدن شارب امر فرموده است . بدان كه حق تعالى در سورهء هود فرموده است :
به جانب كسانىكه ستم كردند متمايل نشويد ، در نتيجه آتش شما را تماس مىيابد ، و جز خدا براى شما دوستانى نباشد ، سپس يارى نشويد .
مفسّران در معنى آيه فرمودهاند : ميل اندك به سوى آنان نكنيد تا چه رسد به بسيار ؟ كه ستم كردند ، پس برسد به شما آتش دوزخ . و بعضى گفتهاند : « ركون » نهى شده ، وارد شدن با ايشان در ستم ايشان ، و اظهار رضايت به كارشان و اظهار موالات با آنان است ، و در روايت اهل بيت عليهم السّلام آمده : ركون عبارت از موّدت و نصيحت و طاعت ايشان است . بيستونهم : نوزده حرف است كه براى خواننده آن ، اسباب گشايش و رهايى از آفات است ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنها را به امير مؤمنان صلوات اللّه عليهما و آلهما تعليم فرموده و شيخ صدوق در
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 1095
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٠٩٥