قوّهات نه به حول و قوّه خويش از من بازگردانى ، پس او را در همان چاهى كه براى من كنده بود انداختى ، نوميد از آنچه آن را در دنيا آرزو مىكرد ، دور از آنچه در آخرت اميد داشت ، پس توراست ستايش بر اين عنايت به اندازهء شايستگىات آقايم ، خدايا به عزّتت او را بگير ، و به قدرتت تيزى سلاحش را از من كند كن ، و او را سرگرم امورى كه در اختيار اوست قرار بده ، و درمانده از رسيدن به آنچه كه طمع دارد ، خداى مرا بر او چيره كن چيرهشدنى فورى ، تا براى خشمم درمان ، و براى كينهام نگهدار باشد ، و پيوست كن خدايا دعايم را به اجابت ، و سامان ده شكايتم را به دگرگونى ، و به همين زودى آنچه كه ستمكاران را به آن تهديدى كردى به او بشناسان ، و به من بنمايان آنچه در اجابت درماندگان نويد دادى ، به درستى كه تو صاحب فضل عظيم و احسان كريمى .
راوى گفت : قوم پراكنده شدند ، و جمع نشدند مگر براى قرائت خبر مردن موسى بن مهدى .
ششم : رقعة الجيب حرز حضرت رضا عليه السّلام است : از ياسر خادم مأمون روايت شده : كه زمانى ، حضرت رضا عليه السّلام وارد قصر حميد بن قحطبه شد ، لباس را از تن بيرون آورد ، و به حميد داد ، حميد آن را براى شستن به كنيز خود داد ، اندكى نگذشت كه كنيز آمد و رقعهاى با او بود ، رقعه را به حميد داد و گفت : در گريبان لباس ابو الحسن عليه السّلام يافتم ، حميد به حضرت گفت : فداى شما گردم اينجاريه دست نوشتهاى در گريبان پيراهن شما يافته ، چيست ؟ فرمود : تعويذى [ دعاى پناهجويى ] است كه آن را از خود دور نمىكنم ، حميد گفت : ممكن است ما را به آن مشرّف كنى ، فرمود : اين تعويذى است كه هركه در گريبان خود نگاه دارد بلا از او دفع مىشود ، و براى او نگاهدارى از شيطان رجيم است . آنگاه تعويذ را بر حميد خواند : به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانىاش هميشگى است ، به نام خدا ، من از تو به خداى رحمن پناه مىبرم اگر پرهيزگار باشى ، يا غير
مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 1065
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٠٦٥