سدّ مىگذاريم ، پس آنان را پوشانيدم ، در نتيجه حق را نمىبينند ، امروز بر دهانهايشان مهر مىزنيم ، و دستهايشان با ما سخن گويند ، پس خود آنان سخن نگويند ، اگر همهء آنچه در زمين خرج مىكردى ، نمىتوانستى بين دلهايشان الفت پديد آورى ولى خدا ميان آنان الفت برقرار كرد ، به درستى كه او عزيز و حكيم است ، و درود خدا بر محمّد و خاندان پاكش .
چهارم : حرز حضرت صادق عليه السّلام : به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانىاش هميشگى است ، اى آفرينندهء مخلوقات ، و اى گسترندهء روزى ، و اى شكافنده دانه ، و اى آفرينندهء تنفسّكنندگان ، و زندهكنندهء مردگان ، و ميرانندهء زندگان ، و هميشه پايدار ، و برآورندهء گياه با من آن كن كه تو شايستهء آنى ، و با من آن مكن كه من سزاوار آنم ، و تو اهل پروا و اهل آمرزشى .
پنجم : حرز موسى بن جعفر عليه السّلام : از على بن يقطين روايت شده : به موسى بن جعفر عليه السّلام از آنچه موسى بن مهدى در كار او قصد كرده بود خبر دادند ، در حالىكه جماعتى از اقوام آن جناب در خدمتش بودند . حضرت به اقوامش فرمود : دراينباره رأى شما چيست ؟ گفتن : از او دور شوى و شخص خود را مخفى كنى ، كه از شرّ او ايمن نتوان شد . حضرت تبّسم فرمود . و به شعر كعب بن مالك تمثلّ جست ؟
سنخيه پنداشت به زودى بر پروردگارش غلبه خواهد كرد * ولى خدا به غلبههاى غلبهكنندگان به يقين غلبه كند
پس دست خود را به جانب آسمان بلند كرد و گفت : معبود من چه بسا دشمنى كه براى من تيغ كاردش را تيز كرد ، و برش كارهء سلاحش را براى من باريك ساخت ، و برايم به هم آميخت زهرهاى كشندهاش را ، و ديده نگهبانىاش از من نخوابيد ، پس زمانى كه ناتوانىام را ازتحملّ مصائب سنگين ، و درماندگىام را از پيشآمدهاى خانمانبرانداز ديدى ، همه را به حول و