گوشت آقاى خوراكىها .
عرب در خوراك و لباس باريكبين و مشكل پسند نمىباشد . قوى بر ضعيف قدرت نشان داده و همواره ميان آنها جنگ و درگيرى فراوان به چشم مىخورد .
هيچگاه از حقّ خويش با اينكه در برابرش شخصى ضعيف باشد ، گذشت نمىكند .
و در صورتى كه به حقّ خويش نسبت به آن شخص دست نيابد در عرف خود بر « خميس » او يعنى هر شخصى از قبيله او تا پنج پشت ارتباط داشته باشد ، قصاص خويش را مىگيرد . در صورتىكه شخصى به قتل دست زند و صاحب خون نتواند قصاص خويش را از آن شخص بگيرد ، دست به قتل پدر يا دايى يا عمو يا يكى از فرزندان آنها رازده كه بدين صورت قصاص ساقط مىگردد . برخى از آنان در اين هنگام رضايت به دادن ديه مىكنند كه در نزد آنان هشتصدريال در غلام و هزار ريال در شخص آزاد و ده هزار ريال نسبت به شخص شريف مىباشد . هرگاه شخصى از آنان به قتل برسد ، دفن او را متوقّف ساخته تا اينكه قصاص او را بازگيرند . در اين هنگام جسد او را باز كرده و در آخرين رختخوابش او را مىخوابانند با اين تصور كه روح مقتول از كار آنان آرامش يافته است .
يكى ديگر از عادات آنان اين چنين است كه هنگامى كه يكى از افراد آنان به قتل رسيد ، خانوادهء قاتل به سوى خانوادهء مقتول رفته و قهوه آنان را ننوشيده و از غذاى آنان نمىخورند . در صورتىكه خواستهء آنان را سؤال كنند ، آنان مىگويند كه خواستار به تعويق انداختن مطالبهء قصاص به مدّت يك ماه يا دو ماه هستند . كه در اين حال غالباً خواستهء آنان مورد موافقت خانواده مقتول قرار مىگيرد . بدين صورت قاتل در اين مدّت در امنيّت به سربرده تا زمانى كه در هنگام اين مدّت بتوانند با خانوادهء مقتول بر صلح يا ديه توافق نمايند . در صورتى كه زمان ياد شده بدون توافق بر قصاص بگذرد آنان دست به قصاص از هر راه مىگردند .
هنگامى كه شخصى از آنان متّهم گرديده و آن را انكار نمايد به سوى « مُلَحِّس » روى
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: انصارى
ص٧٢