منطقهء « غاير » و پستىهاى آن « 1 » ، قبايل « لهبه » و « مسروح » زندگى مىكنند كه اين دو قبيله از اشرار عرب به شمار مىآيند و همواره حاجيان از اذيت آنان در امان نمىباشند . نام اين راه را « راه مدنى » نيز مىگويند ، زيرا ساكنين مدينه به هنگام شركت در مراسم حج ، به علت كوتاهى راه ، اين مسير را انتخاب مىكنند .
مدنىها هنگام موسم حج بر شتران تيز پاى و يا الاغها و اسبان خويش سوار مىشوند و از اين راه به صورت كاروان كاروان ، به حركت درمىآيند . اين كاروانها در ميان اين راه داراى خانهها و كاروانسراهايى هستند كه آب نيز در آن وجود دارد ؛ آنان بدون شتاب و با آرامش خاطر در اين خانهها اطراق مىكنند و پس از خوردن غذا و اداى نماز و استراحت مختصر ، مجدداً به مسير خود به سوى مكه ادامه مىدهند . بسيارى از حاجيان قوى هيكل كه بار و بنهء مختصرى را به همراه داشتند - به ويژه مصريان - با اين كاروانها به راه مىافتادند و فاصلهء ميان مدينه و مكه را با آنان طى مىنمودند . همچنين بالعكس از مكه به مدينه نيز اين گروه از افراد مذكور بلافاصله پس از ايام تشريق حركت مىكردند و در مدينه به انتظار ورود كاروانها مىنشستند و با آنان به سوى « ينبع » حركت مىكردند .
هر يك از محلههاى مدينه داراى كاروانى بود كه رياست كاروان را بزرگ آن محله به عهده داشت كه به آن « ركب » مىگفتند ؛ مثلًا مىگفتند : « ركب » فلان به مكه رسيد و يا در فلان روز ركب از آن جا حركت كرد « 2 » .
همچنين در مورد كاروانهاى زيارتى مردم مكه به مدينه نيز اين اصطلاح متداول بود . اين كاروانها براى زيارت از مدينه ، معمولًا در نزديكىهاى ماه رجب به راه مىافتاد .
راه شرقى
اين راه كه از طرف « باب معلى » از مكه خارج مىشود ، در آغاز به سوى « بياضيه » و سپس از راه شمال منا ادامه مىيابد و از آنجا متوجه شرق مىگردد . كسى كه از اين مسير
هامش
( 1 ) . بيشتر قبايل موجود در اين راهها ، سه تيره هستند و از قبيلهء « حرب » مىباشند .
( 2 ) . در اصطلاح امروزى به جاى ركب از لفظ كاروان استفاده مىشود . « مترجم »