دولت تنوخ در عراق
نسب شناسان دربارهء ريشه تنوخ اختلاف كردهاند :
برخى از آنان ، « تنوخ » را از « قحطانيان » و عدّهاى ديگر آنها را از « عدنانيان » ، به شمار آوردهاند . در اينجا ما گفتهء دوم را مورد قبول قرار داده و در شجرهنامهء قبايل عربى آنان را چنين به حساب آوردهايم . و چون اين قوم دولت عربى را در عراق بوجود آوردند ، بدين منظور در اينجا از آنان ياد كردهايم .
هنگامى كه قوم « تنوخ » « 1 » ، به سرزمين عراق وارد شدند . در اوايل قرن سوم مسيحى دولت پهناورى را به وجود آوردند ؛ نخستين پادشاه آنان ، « مالك بن فهم » بود . پس از او ، فرزندش « جُذيمة الابرش » - كه به زيركى و قدرت و شجاعت و حُسن درايت مشهور بود - ، جانشين وى گرديد . او با پادشاه عمالقه « عمرو بن ظرب » - كه در بلنديهاى شام حكومت داشت - ، جنگهايى نمود ، تا اينكه سرانجام در پايتخت حكومتش ، شهر « تَدْمُر » ، او را به قتل رسانيد . عمرو ، داراى دخترى بنام « زَباء » بود كه يونانيان او را « زينوبى » ناميده و شايد تحريف شده زنوبه باشد وى به خونخواهى از پدر و با حيله گرى ، « جذيمه » را به قتل رسانيد . « جذيمه » ، از خود فرزندى به جاى نگذاشت . او ( جذيمه ) ، خواهر خود « رقاش » را به ازدواج مردى از لخميان به نام « عدى » در آورد كه از نديمان جذيمه بود ، او ( رقاش ) فرزندى نجيب به نام « عمرو » براى او به دنيا آورد . دايى ( جذيمه ) ، فرزند خواهرش را نزد خود برده و تربيتى نيكو نمود . هنگاميكه « جذيمه » به قتل رسيد ، عمرو بن عدى ( خواهر زاده جذيمه ) حكومت خود را بر « حيره » بنيان نهاد و بدين ترتيب ، حكومت از « تنوخ » به « لخم » منتقل شد .
عمرو ، كه در انديشهء قصاص دايى خود از « زباء » بود ، بوسيلهء غلامِ خود « قصير » ، نقشهاى را طراحى نمود قصير ، به قصد پياده كردن نقشه ، بينى خود را بريد و شكايت « ابن عدى » را نزد « زباء » برد . عمرو ( ابن عدى ) ، مردانى را درون صندوقهايى جاى داده و
هامش
( 1 ) . قوم تنوخ ، داراى تيرهء ديگرى بودند ، كه در بلنديهاى شام حكومت را از دست روسها گرفتند و مدّتىحاكم بودند ، تا اينكه « بنى سليح » ، كه خود تيرهاى از « قضاعه » بود ، بر آنان تسلط پيدا كرده و حكومت را به دست گرفتند ، سپس « غسّانيان » بر آنان چيره گرديدند .