كردند و در شمالِ حضرموت ، در سرزمينى كه بنام آنان ناميده شد ، سكونت كردند . بزرگِ آنان ، « حجْر بن عمرو » ، معروف به « آكل المرار » بود ، كه نامبرده با « حسان بن تبع » پادشاه حِمْيَر ، در ارتباط بود . زيرا او يكى از دستيارانش به هنگامِ فتوحات ، در شمالِ جزيرة العرب بود و پس از آن ، از سوى « حسان » ، بر قوم خويش پادشاه گرديد . « حجْر » مردى شجاع ، با درايت و داراى همّتى عالى بود . « بكر بن وائل » ، از ظلم « لخميان » - پادشاهان عراق كه بر او چيره شده و مملكت و سرزمين او را از دستش خارج كرده بودند - به « حجر » پناه آورد و از او طلب كمك نمود . پس « حجر » به همراه « بكر » ، بر آنان تاخت و سرزمين « بكر » را از چنگ آنان خارج نمود . در اين هنگام ، « حسان » او را بر عرب پادشاه نمود . پس « حجْر » به سوى « نجد » آمد و جايگاه خود را در « بطن عاقل » قرار داد و همچنان در آن باقى ماند ، تا اينكه در گذشت .
پس از او ، فرزندش « عمرو » جانشين وى گرديد كه به علت كوتاهى زمان حكومتش نسبت به حكومت پدر ، « مقصور » ناميده شد ؛ سپس فرزند او ، « حارث » زمام امور را به دست گرفت . وى با توافقى كه با « قباد » پادشاهِ ايران نمود ، « منذر بن ماء السماء » ، پادشاهِ حيره را از سلطنت رانده و خود جانشين وى گرديد . هنگاميكه دوران پادشاهى به « انوشيروان » رسيد ، « منذر » را به حيره بازگردانيد و حارث از آنجا متوارى گرديد ، وى به سوى « ديار كلب » گريخت و در آنجا درگذشت - حارث ، از خود فرزندى به نام « حُجْر » باقى گذارد ، كه نامبرده در « ديمونِ » يمن به قتل رسيد و فرزندش « امرؤ القيس » شاعر معروفِ « بكر » ، به خونخواهى پدر برخواست و با كمكِ « سيف بن ذى جدن » ( يزن ) پادشاه حمير ، به سوى « منذر بن ماء السماء » حركت نمود . ابن حُجْر در محاصره قرار گرفت و در اين جنگ ناگزير به فرار گرديد ، از اين پس وى از اين سو به آن سو و از قبيلهاى به قبيلهء ديگر حركت كرد و درخواست كمك مىنمود ، ليكن هيچيك به او كمك نكرد ، تا اينكه به نزد « سموأل بن عاديا » آمد و زره و شمشير خود را نزد او به در آورد و از آنجا به سوى قيصر روم حركت نمود ، وى نيز به او كمك نكرد سرانجام سر شكسته و دلتنگ ، از نزد او مراجعت كرد و از ناراحتى در سال 560 ميلادى درگذشت ؛ او آخرين پادشاه « كنده » به شمار مىآيد .
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: انصارى
ص٣٠