تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
به او در صدر اسلام بوده است ، زيرا آنان به صورت پنهانى نماز خويش را در آن مكان بجاى مىآوردند ، تا اينكه عمر اسلام آورد و بنيهء روحى آنها تقويت گرديد بنابراين ، اسلام خويش را آشكار نمودند و از آن پس نماز را به صورت علنى به جاى آوردند . « 1 » همچنين اين خانه درى دارد كه به سوى شرق باز مىشود و از آن جا به فضاى گسترده‌اى به طول هشت متر و عرض چهار متر منتهى مىگردد ؛ در سمت چپ آن ، ايوانى سقف دار به عرض تقريبى سه متر ديده مىشود كه در ميانهء ديوار سمت راست آن درى وجود دارد و از آن جا به اتاقى با طولِ هشت متر و عرضى كه در حدود نيمى از طول آن است راه دارد ؛ زمين اين اتاق بوسيلهء حصير پوشيده شده است . در گوشهء شرقى جنوبى آن دو سنگ چخماق ديده مىشود كه بر روى هم قرار گرفته است و بر روى سنگ فوقانى با خطّى خوانا اين جملات نوشته شده است : « بسم الله الرحمن الرحيم
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
« 2 » هذا مُختَبأ رسول اللَّه و دارالخيزران و فيها مبتدأ
هامش
( 1 ) درباره مدت زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانهء ارقم مانده است ، آگاهى هاى دقيقى در دست نداريم . يك خبر آن است كه حضرت به مدت يك ماه در آنجا به سر برده است . حلبى آن را در آستانه علنى شدن دانسته ، اما بر پايهء آنچه كه گذشت رفتن به خانهء ارقم پس از علنى شدن دعوت و درگير شدن مسلمانان و مشركان بوده است . در آن دوره هر كسى كه اسلام را مىپذيرفت او را صَبَائى مىخواندند . و همين امر كافى بود تا از سوى قوم و يا حتّى پدر و مادرش و يا اگر برده بود به وسيلهء مولايش ، مورد آزار و شكنجه قرار گيرد ! بنابر آنچه در ميان مورخان سنى مشهور است عمر پس از هجرت گروهى از مسلمانان به حبشه مسلمان شده در حالى كه رفتن پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه ارقم در سال چهارم بعثت بوده است ؛ بنابراين اسلام آوردن عمر هيچگونه ارتباطى به علنى و آشكار شدن دعوت اسلام از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله ندارد و اين دعوت علنى زمانى بوده است كه با قدرت مسلمانان و دستور خداوند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله به اين امر اقدام نموده است . مورخين و تاريخ نگاران و كسانى كه همواره در طول تاريخ پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله قصد داشته‌اند تا چهرهء ابوبكر و عمر را بدان حد بالا ببرند كه در ميان مسلمانان مورد تقديس قرار گيرند و اعمال و كارهاى ناشايست آنان را از نظرها ناپديد نمايند - همچنانكه نويسنده اين كتاب علنى شدن دعوت اسلام را به خاطر اسلام عمر قلمداد كرده است - دست به انتشار چنين اخبارى مىزده‌اند . براى دسترسى به اطلاعات بيشترى در اين زمينه مىتوانيد به كتاب وزين تاريخ سياسى اسلام نوشته رسول جعفريان مراجعه نمائيد . « مترجم » ( 2 ) نور ، 26