مىآيند و با زبانى باز مىگويند : پروردگارا ، چرا اين آتش را پيش از آنكه بت پرستان را بدان عقوبت كنى بر ما مسلّط ساختى ؟ از سوى خداوند پاسخ مىرسد : كسى كه مىداند با آن كس كه نمىداند يكسان نيست .
6 . عبد اللَّه بن عبد الرّحمن اصمّ مىگويد : عبد اللَّه بن بكر ارجانى گفت : با امام صادق ( ع ) از مدينه به سوى مكه مىرفتيم . امام ( ع ) در مكانى كه آن را « عسفان » مىناميدند پياده شد . پس از آن حركت كرديم و از كوهى سياه كه در سمت چپ جاده قرار داشت و وحشتناك بود گذشتيم . من گفتم : اى فرزند رسول خدا ، اين كوه چقدر وحشتناك است ! در اين مسير كوهى را وحشتناكتر از اين كوه نديدم . امام ( ع ) فرمود :
اى پسر بكر ، آيا مىدانى اين چه كوهى است ؟ اين كوهى است كه آن را « كمد » مىگويند و بر يكى از واديهاى دوزخ قرار دارد و خدا قاتلان پدرم حسين ( ع ) را در آنجا به وديعت نهاده است . از زير اين كوه چركابه و خونابهء دوزخيان و آب جوشان جارى است ، و آنچه از زير جهنم بيرون مىآيد ، و آبى كه از فرج زنان بدكاره خارج مىشود ، و زبانههاى آتش ، و آتشهاى درهم شكننده و سقر و جحيم و سعير ، همه در زير اين كوه قرار دارد ، و من هر گاه در مسير خود از اين كوه عبور كردهام ديدهام كه آن دو تن فرياد بر مىآورند و ناله و زارى مىكنند ، و من به قاتلان پدرم حسين ( ع ) مىنگرم و به آن دو تن مىگويم : اينان بر اساس آنچه شما بنا نهاديد به اين كار اقدام كردند . شما وقتى زمام امور را در دست گرفتيد بر ما ترحم نكرديد و ما را كشتيد و محروم ساختيد و حق ما را پايمال كرديد و در برابر ما استبداد به خرج داديد . خدا رحم نكند به كسى كه بر شما دو تن رحم كند . كيفر كار خود را بچشيد ، كه خدا هرگز به بندگانش ستمكار نيست .
7 . يعقوب بن سليمان مىگويد : شبى با چند تن از دوستان گفت و گويى داشتيم .
سخن از شهادت حسين ( ع ) به ميان آمد . يكى از آن ميان گفت : هيچ يك از كسانى كه دامنشان به خون حسين ( ع ) آلوده شد باقى نماند مگر اينكه در مورد فرزند و مال و جانش به بلايى گرفتار شد . پيرمردى در آنجا بود ، سوگند ياد كرد كه من از جملهء كسانى بودم كه در قتل حسين ( ع ) شركت كردم و تاكنون هيچ گونه آسيبى نديدهام كه موجب ناراحتى من باشد . حاضران همه بر او خشم گرفتند . در اين ميان چراغ كه با نفت مىسوخت خراب شد . پيرمرد برخاست كه آن را اصلاح كند ، آتش به انگشت او
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٢٣