تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
مىشود ، و حسين ( ع ) در حالى كه سر خود را به دست گرفته است وارد مىگردد . هنگامى كه چشم فاطمه ( س ) به او مىافتد ناله‌اى مىكشد كه همهء فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل و بندگان مؤمن خدا به حال او گريه مىكنند . آن‌گاه خداوند مثالى را به صورت مردى خوش اندام بدون سر مجسّم مىسازد كه با قاتلان آن حضرت به مخاصمه بر مىخيزد . پس خداوند قاتلان او و كسانى را كه به نوعى در قتل وى شركت داشته‌اند گرد مىآورد و همه را تا آخرين نفر به قتل مىرساند . آن‌گاه زنده مىشوند و امير مؤمنان ( ع ) آنان را مىكشد ، و باز زنده مىشوند و حسن بن على ( ع ) آنان را به قتل مىرساند ، و باز هم زنده مىشوند و حسين ( ع ) آنان را مىكشد ، و مجددا زنده مىشوند و از ذريّهء ما هر كه هست آنان را يك بار به قتل مىرساند . اينجاست كه خشمها فرو مىنشيند و اندوهها فراموش مىگردد . سپس امام صادق ( ع ) فرمود : خداوند شيعيان ما را رحمت كند ، به خدا سوگند شيعيان ما همان مؤمنان واقعىاند ، زيرا در اين مصيبت با ما شركت جستند و اندوه و افسوسى فراوان خوردند . 4 . اسماعيل بن جابر مىگويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : به خدا سوگند ، قائم ما نسل قاتلان حسين ( ع ) را به سبب اينكه از كار پدرانشان راضى بودند خواهد كشت . 5 . شريك در حديثى مرفوعه نقل كرده است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : چون روز قيامت شود فاطمه ( س ) در ميان جمعى از زنان خويشاوندش وارد محشر مىشود . پس به او خطاب مىگردد : به بهشت در آى . فاطمه ( س ) مىگويد : به بهشت نمىروم تا اينكه بدانم پس از من با فرزندم چه كردند . پس خطاب مىرسد : به قلب محشر نظر كن . فاطمه ( س ) نگاه مىكند و فرزندش حسين ( ع ) را مىبيند كه بىسر ايستاده است . فريادى مىكشد و من هم از فرياد او فرياد بر مىكشم ، و همهء فرشتگان از شيون ما ناله و فرياد بر مىآورند . اينجاست كه خدا به خشم مىآيد و به آتشى كه نامش « هبهب » است و هزار سال در آن دميده‌اند و هيچ گونه آسايشى در آن نيست و هرگز اندوه از آن جدا نمىشود ، فرمان مىدهد كه : قاتلان حسين ( ع ) را هر چند از حاملان قرآن باشند برباى . پس آتش آنان را فرو مىگيرد و در كام خود فرو مىبرد و مىخروشد و آنان نيز با خروش او مىخروشند ، و نعره‌اى مىكشد و آنان هم به همراه او نعره مىكشند ، و ناله سر مىدهد ، و آنان نيز ناله سر مىدهند . پس قاتلان به سخن در