95
قوّة الحلم عند الغضب افضل و من القوّة على الانتقام : بهنگام خشم نيروى حلم را كار بستن بالاتر از آنست كه نيرو را براى كيفر كشيدن كار بستن .
96
قدّموا الدّارع و اخّروا الحاسر و عضّوا على الأضراس فانهّ انبأ للسّيوف عن الهام : ( اى افسران رشيدم بهنگام گير و دار ) زره دار را پيش داريد و بى زره را پس ، دندانها را بر سر دندانها بيفشاريد ( و دشمن را به چشم خشم بنگريد ) كه اين كار شمشيرهائى كه بر مغز فرود مى آيند كند كنندهتراند ( و استخوان سر را سخت كنندهتر ) .
97
قدّم الاختبار فى اتّخاذ الأخوان فانّ الاختبار معيار تفرّق به بين الأخيار و الأشرار : در گرفتن ياران و برادران آزمايش را مقدّم دار زيرا كه آزمايش آلت سنجشى است كه نيكان را از بدان بدان جدا مى سازى .
98
قدّم الاختبار و اجدّ الاستظهار فى اختيار الأخوان و الّا الجاك الاضطرار الى مقارنة الأشرار : در برگزيدن دوستان و برادران آزمايش را مقدّم دار و در كار جستن پشتيبان به گوش و گرنه ناچارى ( از داشتن دوستانى پاك ) تو را مجبور مىكند كه با بدان و ناپاكان نزديكى و دوستى كنى .
99
قليل الدّنيا لا يدوم بقائه و كثيرها لا يؤمن بلائه : دنيا كمش ماندنى نيست و انسان از گرفتارى بسيارش آسوده نمى باشد ( و درد سر در دو طرفش موجود است ) .
100
قلّ من غرى باللّذات الّا كان بها هلاكه كمتر كسى بلذّات و خوشيهاى جهان فريب خورد جز اين كه هلاكتش در آن بود .
101
قلّ من اكثر من فضول الطّعام الّا لزمه الأسقام : كم كسى از طعام بسيار بسيار خورد جز آنكه بيماريها را همراه شد .
102
قبول عذر المجرم من مواجب الكرم و محاسن الشّيم : پذيرفتن عذر گنهكار از لوازم بزرگى و خوشرفتاريها است .
103
قدّموا قوادم النّعم بالشّكر فما كلّ شارد بمردود : پيش درآمدهاى نعمتها ( ى خداوندى ) را با سپاسگذارى به بند آريد كه هر نعمتى ( تا نا سپاسى نشود ) بازگشتنى نيست .
104
قوام الشّريعة الأمر بالمعروف و النّهى