گواهى دادن را براى كمك گرفتن براى چيزهاى انكار شده و دروغ نگفتن را براى شرافت راستى ، و سلام كردن را ( بر يكديگر ) براى ايمنى از ترسها ( تا دانسته شود كه بين دو نفر نزاعى نيست ) ، و امانت دارى را براى نظم كار ملّت و مردم ( چون ملّت اگر خيانت كار باشد اعتماد از بين مى رود و هرج و مرج توليد مى گردد ) ، و اطاعت و فرمانبردارى براى عظمت مقام امامت ( كه مردم او را از جانبردارى را براى عظمت مقام امامت ( كه مردم او را از جانب خدا بر خويش والى دانسته و او امرش را گردن نهند ) .
الفصل الستون حرف القاف بلفظ قد
ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف القاف بلفظ قد قال عليه السّلام : فصل شصتم از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف قاف بلفظ قد آن حضرت ع فرمودند :
1
قد يزلّ الحليم : شخص بردبار گاهى مى لغزد .
2
قد يزهق الحكيم : شخص دانشمند گاهى بباطل مى رود
3
قد يكبو الجواد : اسب تيز تك گاهى كند مىشود
4
قد يدرك المراد : گاه باشد كه انسان بمراد دست يابد
5
قد تتهجّم المطالب : مطالب گاهى پيچيده شوند ( و سر رشته كارها از دست خارج گردند ) .
6
قد يخيب الطّالب : گاهى جويندهء چيزى دست خالى باز گردد و زيان بيند .
7
قد تفاجى ء البليّة : گاهى گرفتارى ( از جائى كه انسان متوقّع نيست ) بناگاه در رسد .
8
قد تذهل الرّزيّة : گاهى رنج و دشوارى شخص را مبهوت سازد .
9
قد تغرّ الأمنيّة : گاهى آرزو انسان را فريب دهد
10
قد تعاجل المنيّة : گاهى مرگ بتندى در مى رسد ( و انسان را با آمال و آرزوى بسيار به زير خاك در مى كشد ) .
11
قد تزرى الدّنيّة : بسيار افتد كه ناكسى ننگ بار آورد .
12
قد يبعد القريب : گاهى نزديك و دور گردد .
13
قد يلين الصّليب : گاهى سخت نرم گردد .
14
قد يستفيد المظنّة النّاصح : گاه باشد كه پندگو باندك گمان و ظنّى سود برد ( و در كسى كه اميد خيرى نداشته پندش كارگر افتد ) .