تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
برايت بزرگ جلوه مىدهد .

198

لا تقدّم و لا تحجم الّا على تقوى اللّه و طاعته تظفر بالنّجح و النّهج القويم : در هيچكارى پيش و پس ميفت مگر در ترس از خداى تعالى و فرمانبردارى و تا اين كه برستگارى و راه راست دست يا بى و پيروز گردى .

199

لا تستشر الكذّاب فانهّ كالسّراب يقرّب اليك البعيد و يبعّد عليك القريب : با شخص دروغگو مشورت مكن زيرا كه او مانند سراب است دور را بر تو نزديك و نزديك را بر تو دور مى سازد ( و همواره در جهة مخالفت تو سير مىكند ) .

200

لا تكوننّ ممّن لا تنفعه الموعظة الّا اذا بالغت فى ايلامه فانّ العاقل يتّعظ بالأدب و البهائم لا ترتدع الّا بالضّرب از كسانى مباش كه پند و موعظت نفعى به او نمى رساند مگر گاهى كه موعظت رساندن به او مبالغه مىكند چرا كه عاقل بادب و دانش پند مى گيرد و چارپايان جز با زدن ( از بيراهه ) باز نمى گرداند .

201

لا تشركنّ فى مشورتك حريصا يهوّن عليك الشّرّ و يزيّن لك الشرّه : شخص آزمند را در كار شور خويش شريك مساز زيرا كه او زشتى را براى تو آسان وانمود مىكند و آزمنديرا برايت مى آرايد .

202

لا يكبرنّ عليك ظلم من ظلمك فانهّ يسعى فى مضرتّه و نفعك و ما جزاء من يسرّك ان تسوئه : نكند كه ستم ستمگر بر تو سنگين افتد زيرا كه او در زيان خود و سود به تو مى كوشد و سزاى آن كس كه تو را شادمان مى سازد اين نيست كه با وى بدى كنى .

203

لا يكوننّ افضل ما نلت من دنياك بلوغ لذّة و اشفاء غيظ و ليكن احياء حقّ و اماتة باطل : نكند كه بالاترين چيزى كه مى خواهى از دنيايت به تو برسد رسيدن بلذّتى يا فرو نشاندن خشمى باشد لكن بايد ( لذّت و عيش تو ) در زنده كردن حقّى و يا ميراندن باطلى باشد

204

لا يقنطنّك تاخّر اجابة الدّعآء فانّ العطيّة على قدر النيّة و ربّما تأخّرت الإجابة ليكون ذلك اعظم لأجر السّآئل و اجزل لعطاء النّآئل : نكند كه تاخير اجابت دعا تو را از دعا كردن باز دارد