واى بر آن كس كه در گمراهيش بپايد و به راه رشد و هدايتش نرسد .
29
ويل لمن غلبت عليه الغفلة فنسى الرّحلة و لم يستعدّ : واى به حال كسى كه غفلت بر او چيره شود مرگ و كوچ از جهان را فراموش كند و آمادهء رفتن نگردد .
30
ويل للنّائم ما اخسره قصر عمره و قلّ اجره : واى بر شخصى كه بخواب غفلت فرو رفته است واى كه تا چه اندازه زيانكار است هم عمرش كوتاه و هم مزدش كم است .
31
ويح المسرف ما ابعده عن صلاح نفسه و استدراك امره : زشت و نكوهيده باد اسراف كننده چقدر دور است از اصلاح نفسش و دريافت كارش .
32
ويح ابن ادم ما اغفله و عن رشده ما اذهله : واى بر فرزند آدم كه چقدر سرمست و بيهوش است و از راه هدايتش تا چه اندازه دور و بيخرد است .
33
ويح ابن ادم اسير الجوع صريع الشّبع عرض الأفات خليفة الأموات : بيچاره فرزند آدم ( كه تا چه اندازه ناتوان است ) ( گرسنگى اسيرش دارد سيرى از پايش در افكند و همواره در معرض آفتها و جانشين مردگان است .
34
ويل العاصى ما اجهله و عن حظهّ ما اعدله واى بر گنهكار كه چقدر نادان است و تا چه اندازه از بهره و حظّش بدور است و در گذشته است .
35
ويح الحسد ما اعد له بدا بصاحبه فقتله نكوهيده باد رشك و حسد كه تا چه اندازه از شخص را از راه راست بدر مى برد و ابتدا به صاحب خود كرده اوّل او را مى كشد .
36
وقّروا انفسكم عن الفكاهات و مضاحك الحكايات و محالّ النّزاهات : نفوس خويش را بزرگ بشماريد ( و نگهداريد ) از اين كه در شوخ طبعى ها و داستانهاى خنده آور و جايگاههاى بيهوده گوئيها آنها را وارد سازيد .
37
اين دو حديث شريف را از وصاياى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله بمناسبت باب و مقام نقل مى نمايم مترجم يا ابا ذر انّ الرّجل يتكلّم بكلمة فى المجلس ليضحكهم بها فيهوى فى جهنّم ما بين السّمآء و الأرض : اى ابا ذر مردى در مجلسى سخنى مى گويد كه محفليان را بخنداند آن گاه بواسطهء آن كلمه