حتّى اخذ على العالم ان يعلّم : خداوند سبحان از نادان پيمان نستاند كه برود و علم بياموزد جز اين كه از دانشمند پيمان ستاند كه آنچه را فرا گرفته ياد دهد .
199
ما افاد العلم من لا يفهم و لا نفع الحلم من لا يحلم : علم به شخص نادان فائده ندهد و حلم به غير حليم سود نبخشد .
200
ما بالكم تفرحون باليسير من الدّنيا تدركونه و لا يحزنكم الكثير من الأخرة تحرمونه شما را چه مىشود كه بكمى از دنيا كه بشما مى رسد شادمان مى گرديد و به بسيارى از آخرت كه از دستتان مى رود و از آن نا اميد مى گرديد ناشاد نمى شويد .
201
ما بالكم تاملون ما لا تدركونه و تجمعون ما لا تأكلونه و تبنون ما لا تسكنونه : شما را چه مىشود آرزومنديد آنچه را كه پيدا نمى كنيد و گرد مى آوريد آنچه را كه نمى خوريد و بنا مى كنيد آنچه را در آن جا نمى گزينيد .
202
ما الدّنيا غرّتك و لكن بها غررت : دنيا تو را فريب نداد بلكه تو فريب جهان را خوردى ( و پاى از طريق رستگارى بدر نهادى ) .
203
ما العاجلة خدعتك و لكن بها انخدعت زيب و زيور جهان تو را گول نزد بلكه تو گول زيب و زيور جهان را خوردى .
204
ما اقلّ الثّقة المؤتمن و ما اكثر الخوّان چقدر مرد امين مورد اطمينان كم و چه بسيار است خيانتگر
205
ما اكثر الأخوان عند الجفان و اقلّهم عند حادثات الزّمان : چه بسيارند برادران بهنگام چيدن كاسها ( در سفرها ) و چه بسيار كم اند آنان بهنگام گرفتاريهاى روزگار .
206
ما حمل الرّجل حملا اثقل من المروّة : مرد هيچگاه بارى را كه سنگين تر از بار مردانگى باشد بر نداشته است .
207
ما تزيّن الإنسان بزينة اجمل من الفتوّة بشر خود را بزيورى كه نيكوتر از جوانمردى باشد نياراسته است .
208
ما احسن بالإنسان ان يقنع بالقليل و يجود بالجزيل : چه خوش است كه انسان بكم بسازد و بسيار ببخشد .
209
ما اقبح بالإنسان باطنا عليلا و ظاهرا جميلا : چه زشت است كه انسان داراى باطنى زشت و ظاهرى زيبا باشد .
210
ما اهمّنى ذنب امهلت فيه حتّى اصلّى ركعتين : گناهى كه من در آن فرصت خواندن دو ركعت نماز پيدا كنم ( و از خدا آمرزش خواهم ) آن گناه