188
ما خير دار تنقض نقض البناء و عمر نفى فناء الزّاد : چه خيرى است در سرائى كه ريشه كن مىشود ريشه كن شدن خانه و بنا و چه خيرى است در نابود شدن عمرى كه همچون تمام شدن زاد و توشهء تمام مىشود .
189
ما اعظم حلم اللّه تعالى على اهل العباد و ما اكثر عفوه عن مسرفى العباد : چقدر بزرگ است حلم خداوند تعالى بر دشمنان و سركشان و چقدر بزرگ است گذشتش از گناهكاران .
190
ما ابعد الخير ممّن همتّه بطنه و فرجه : چقدر دو راست خير و خرّمى از كسى كه همّتش فقط شكمش و فرجش باشد ( و همچون حيوانات به پر كردن شكم و راندن شهوت سرگرم باشد ) .
191
ما اعمى النّفس الطّامعة عن العقبى الفاجعة چقدر كور است نفس طمعكار از آخرتى كه به درد آرنده است .
192
ما الإنسان لو لا اللّسان الّا صورة ممثّلة او بهيمة مهملة : اگر زبان گويا نباشد بشر جز هيكل و نقشى و يا چارپائى بيش نيست .
193
ما اصدق الإنسان على نفسه و اىّ دليل عليه كفعله : براى شخص انسان چه چيز راستگوتر از خودش و چه چيز مانند كردارش بر وى دليل مىباشد ( و انسان اگر بلوازم انسانيّت عمل كند به تمام معنى انسان كامل خواهد بود ) .
194
ما اعظم اللّهمّ ما نرى من خلقك و ما اصغر عظمته فى جنب ما غاب عنّا من قدرتك پروردگارا آنچه كه ما از خلق تو مى نگريم چقدر بزرگ است و چقدر بزرگى آن كوچك است در جنب آنچه از قدرت تو كه بر ما نهفته است .
195
ما اهول اللّهمّ ما نشاهد من عظمتك و ما احقر ذلك فيما غاب عنّا من عظم سلطانك : بار پروردگارا چه هولناك است آنچه كه ما مى نگريم از بزرگى تو و چقدر كوچك است اين بزرگى در پيش آنچه كه از ما پنهان است از بزرگى سلطنت تو
196
ما احسن بالإنسان يصبر عمّا يشتهى : چه خوش است انسان در آنچه كه آرزومند است بشكيب و صبر گرايد .
197
ما احسن بالإنسان ان لا يشتهى ما لا ينبغي : چه خوش است كه انسان آنچه را كه سزاوار نيست آرزومندش نباشد ( و بدنبال هوا و هوس نرود ) .
198
ما اخذ اللّه سبحانه على الجاهل ان يتعلّم