تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
آتش جهنّم ) مى رهاند و ميل و دل باختنت بدان دنيا تو را بسر در مى افكند ( و بدبخت مى سازد ) .

34

زلّة اللّسان تأتى على الإنسان : لغزش زبان زيان است ( و او را بيچاره مى سازد ) .

35

زلّة اللّسان أشدّ من جرح السّنان : لغزش زبان زيانش بر انسان از زخم نيزه و سنان كارى تر است .

36

زلّة العاقل محذورة : لغزش شخص خردمند خطرناك است .

37

زلّة الجاهل معذورة : لغزش نادان عذرش پذيرفته است ( بخلاف دانا كه مسئول است و عذرش پذيرفتنى نيست ) .

38

زلّة العاقل شديدة النّكاية : لغزش مرد خردمند اثرش ( بر مردم ) سخت است .

39

زلّة العالم كبيرة الجناية : لغزش شخص عالم و دانشمند جنايتش بزرگ است .

40

زيادة العقل تنجى : عقل كه ( بر جهل ) بچربد انسان را مى رهاند .

41

زيادة الجهل تردى : جهل كه ( بر عقل ) بچربد انسان را بسر در مى افكند .

42

زوال الدّول باصطناع السّفّل : كار را بمردم پست و ناكس سپردن دولتها را از بين بردنست

43

زيادة الشّكر و صلة الرّحم تزيدان النّعم و تفسحان فى الأجل : شكر را فزودن و با خويش پيوند نمودن در نعمتها افزودن و اجل را دور كردن و وسعت دادن است .

44

زهد المرء فيما يفنى على قدر يقينه بما يبقى : زهد ورزيدن مرد در آنچه ( از مال جهان ) كه نابود شدنى است باندازهء يقين او است به آن چه ( از ثوابهاى آخرت ) كه باقى و بودنى است .

45

زاد المرء إلى الأخرة الورع و التّقى : توشهء كه مرد بسوى آخرت مى كشد پرهيز و پارسائى است .

46

زيادة الدّنيا يفسد الأخرة : دنيا را افزودن آخرت را تباه ساختن است .

47

زرفى اللّه أهل طاعته و خذ الهداية من أهل ولايته : مردان فرمان بردار را بخاطر خدا زيارت كن و رشد و هدايت را از دوستان خدا فراگير .

48

زوروا فى اللّه و أعطوا فى اللّه و امنعوا فى اللّه در راه خدا زيارت كنيد در راه خدا بدهيد و در راه