تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨

42

و أثنى عليه السّلام على رجل فقال : ذاك ينفع سلمه و لا يخاف ظلمه إذا قال فعل و إذا ولى عدل : و آن حضرت عليه السّلام در ستايش مردى فرمود : اين است كسى كه آشتى با او سود مىدهد و از ستمش كسى ترسيده نمى شود هر چه گويد بكند و اگر ولايت يابد عدل و داد را كار بندد .
( الفصل الثالث و الثلثون ) حرف الراء بلفظ رحم الله ممّا ورد من حكم أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام فى حرف الرّاء بلفظ رحم اللّه قال عليه السّلام : ( فصل سى و سوّم ) از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف راء بلفظ رحم اللّه آن حضرت عليه السّلام فرمودند

1

رحم اللّه امرء عرف قدره و لم يتعدّ طوره : خداى بيامرزد مردى را كه اندازه خود را بشناسد و پاى از مرزش فراتر ننهد .

2

رحم اللّه عبدا راقب ذنبه و خاف ربهّ : خداى بيامرزد بندهء را كه گناهش را بمدّ نظر داشته باشد و از پروردگارش بترسد .

3

رحم اللّه امرء تفكّر فاعتبر و أبصر : خداى بيامرزد مردى را كه ( بنفع آخرتش در كار دنيايش ) بينديشد و پند گيرد و بينا گردد .

4

رحم اللّه امرء اتّعظ و ازدجر و انتفع بالعبر خداى بيامرزد مردى را كه پند گيرد و از گناه باز ايستد و باندرزها منتفع گردد .

5

رحم اللّه امرء جعل الصّبر مطيّة حياته و التّقوى عدّة وفاته : خداى بيامرزد مردى را كه صبر را ستور زندگيش و تقوا را ذخيرهء مردنش قرار دهد

6

رحم اللّه امرء بادر الأجل و أحسن العمل لدار إقامته و محلّ كرامته : خدا بيامرزد مردى را كه بسوى اجلش بشتابد و براى سراى ماندن و جايگاه بزرگواريش به نيكوكارى گرايد .

7

رحم اللّه امرء قصّر الأمل و بادر الأجل و اغتنم المهل و تزوّد من العمل : خداى بيامرزد مردى را كه آرزو را كوتاه گيرد ، بسوى اجلش بشتابد مهلت را غنيمت بشمرد و از كردار نيك توشه گرد آرد .

8

رحم اللّه امرء اغتنم المهل و بادر العمل