الشّيطان : ياد خدا ستون ايمان و پناهگاه از شرّ شيطان است .
15
ذكر اللّه سجيّة كلّ محسن و شيمة كلّ مؤمن : ياد خدا بودن دأب و مرام هر شخص نيكوكار و رفتار و روش هر مؤمن است .
16
ذكر اللّه مسرّة كلّ متّق و لذّة كلّ موقن : ياد خدا بودن باعث سرور و شادى هر پرهيزكار و لذّت بردن هر شخص درستكارى است .
17
ذكر الأخرة دواء و شفاء : ياد آخرت بودن دوا و شفا ( ى هر دردى است ) .
18
ذكر الدّنيا أدوء الأدواء : ياد دنيا بودن دردناكترين دردها است .
19
ذكر الموت يهوّن أسباب الدّنيا : ياد مرگ بودن امور و اسباب دنيا را خوار و آسان مى گرداند .
20
ذلّ الرّجال فى خيبة الآمال : خوارى مردان در ناكامى از اميدها است .
21
ذو العقل لا ينكشف إلّا عن احتمال و إجمال و إفضال : خردمندان هويدا و پيدا نمى گردند مگر از بردبارى و سبك گرفتن امور ( دنيا و يا دشواريها ) و افزايش خير و نيكى .
22
ذهاب البصر خير من عمى البصيرة : رفتن بينائى چشم خوشتر از آنست كه چشم بينش انسان كور باشد .
23
ذهاب النّظر خير من النّظر إلى ما يوجب الفتنة : چشم را از دست دادن بهتر از نظر كردن بسوى چيزى است كه موجب فتنه و شر باشد ( و انسان سزاوار است كه ديده از حرام و نامحرم بپوشد ) .
24
ذر الطّمع و الشرّه و عليك بلزوم العفّة و الورع : طمع و حرص بسيار را كنار نه و پاكدامنى و پارسائى را يار و همراه باش ( تا رستگار شوى ) .
25
ذر ما قلّ لما كثر و ما ضاق لما اتّسع : واگذار آنچه كه كم است براى آنچه كه بسيار است و آنچه كه تنگ است براى آنچه كه وسيع و گشاده است ( مال دنيا را براى ثواب و خود دنياى پر آشوب را براى آخرت پر آسايش از دست بگذار ) .
26
ذر الإسراف مقتصدا و اذكر فى اليوم غدا به حال اقتصاد و ميانه روى اسراف را از دست بگذار و در امروز دنيا به ياد و فردا ( ى آخرت ) باش .