تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
افكند ( در برخى نسخه‌ها بجاى انطووا اكظّوا وارد شده است و آن نيز درست و هر دو لفظ به معناى شدّت در كار و مبالغه در امرى است كنز - منجد - مجمع )

186

إذا رمتم الانتفاع بالعلم فاعملوا به و اكثروا الفكر فى معانيه تعه القلوب : هرگاه خواستيد از علم و دانشى سودمند شويد به آن عمل كنيد و در معانى آن بسيار بينديشيد تا آنكه دلها آن را نگه دارند ( با اين كه لفظ رمتم در اين جمله چندان مناسبتى ندارد و شايد شئتم بوده است معذلك چون اكثر نسخ رمتم بود نوشته شد ) .

187

إذا غلبت عليك الشّهوة فاغلبها بالاختصار : هرگاه شهوت بر تو غالب گردد تو بكم كردن آن شهوت بر آن غالب شو .

188

إذا غلب عليك الغضب فاغلبه بالحلم و الوقار : هرگاه غضب بر تو غالب گردد تو هم بوسيلهء وقار و بردبارى بر آن غالب شو .

189

إذا فاجأك البلاء فتحصّن بالصّبر و الاستظهار : هرگاه بلائى ناگهانى بر تو وارد شود صبر و شكيب را پناه و پشتيبان خويش گير .

190

إذا ظهر غدر الصّديق سهل هجره : همين كه از دوست بيوفائى سر زد دورى از وى آسان مىشود .

191

إذا كرم أصل الرّجل كرم مغيبه و محضره : وقتى كه اصل و ريشهء شخص خوب باشد پيدا و پنهانش خوب است ( و ظاهر و باطنش نيكو ) .

192

إذا لم تنفع الكرامة فالإهانة أحزم و إذا لم ينجع السوط فالسّيف أحسم : هنگامى كه نيكى سود ندهد خوار داشتن بدور انديشى و احتياط نزديكتر و گاهى كه تازيانه نفع نبخشد ( و كارى از پيش نبرد ) پس شمشير برنده‌تر است .

193

إذا كنت جاهلا فتعلّم و إذا سئلت عمّا لا تعلم فقل اللّه و رسوله أعلم : هرگاه نادان ( بعلمى ) باشى آن را ياد گير و وقتى كه از چيزى كه نمى دانى پرسيده شوى بگوى خدا و رسول داناترند

194

إذا سمعت من المكروه ما يؤذيك فتطأطأ له يخطك : هرگاه سخن ناپسندى بشنوى كه آزارت دهد پس سر پيش افكن ( و بخاموشى گراى ) از تو در مى گذرد .

195

إذا كتبت كتابا فأعد فيه النّظر قبل ختمه فإنّما تختم على عقلك : هرگاه نامه و كتابى
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 327 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي