تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
ترك گويد .

120

إذا أمضيت أمرا فامضه بعد الرويّة و مراجعة المشورة و لا تؤخّر عمل يوم إلى غد و امض لكلّ يوم عمله : هرگاه كارى و نوشتهء را امضا كردن خواستى البتهّ آن را پس از ديدن و ( زير و رو كردن و ) رأى زدن و مشورت كردن امضا كن و كار امروز را بفردا ميفكن و هر روزى كار همان روز را انجام بده .

121

إذا نفذ حكمك فى نفسك تداعت أنفس النّاس إلى عدلك : هر آن گاه كه فرمان تو بر نفست روان ( و زمام شهوت بدستت ) باشد نفوس مردم را بسوى عدل و دادگريت بكشاند و بخواند .

122

إذا أردت أن تعظم محاسنك عند النّاس فلا تعظم فى عينك : هرگاه خواسته باشى كه نيكيهاى تو در نزد مردم بزرگ باشد خودت به چشم بزرگى در آنها منگر .

123

إذا بلغ اللّئيم فوق مقداره تنكّرت أحواله : هرگاه ناكس بيش از اندازهء خودش ترقّى كند حالات و رفتارش زشت گردد .

124

إذا رأيت من غيرك خلقا ذميما فتجنّب من نفسك أمثاله : هرگاه خوى زشتى را از غير خودت ديدار كنى مانند آن را از خودت دور كن

125

إذا أحبّ اللّه عبدا خطر عليه العلم : هرگاه خداوند دوستدار بندهء باشد علم بر خاطرش خطور كند ( و دانشمندش سازد ) .

126

إذا أحبّ اللّه عبدا زينّه بالسّكينة و الحلم : هرگاه خدا بندهء را دوست دارد او را بآرامش و بردبارى آرايش مىدهد .

127

إذا أحبّ اللّه عبدا ألهمه الصّدق : هرگاه خدا بندهء را دوست دارد صدق و درستى را به او الهام مى نمايد .

128

إذا أكرم اللّه عبدا أعانه على إقامة الحقّ هرگاه خداوند بندهء دوست دارد او را بر پايدارى حق و راستى يارى مىدهد .

129

إذا لوّحت للعاقل فقد أوجعته عتابا : هرگاه به شخص خردمند از روى تعريض و تعرّض روى ترش كنى او را از روى عتاب و نكوهش دردمند ساختهء ( التّلويج التّعريض و التّورية ) .

130

إذا حلمت عن الجاهل فقد أوسعته جوابا