صرفش كنى ) .
54
إنّ أنفاسك أجزاء عمرك فلا تفنها إلّا فى طاعة تزلفك : براستى كه اين نفسهاى تو ذرات و پارههاى عمر تواند نكند كه آن را تمام كنى مگر در طاعتى كه تو را به خدا نزديك سازد
55
إنّ عمرك وقتك الّذى أنت فيه : براستى كه عمر تو همين وقتى است كه تو در آنى ( گذشته رفته و آينده نيامده است ما فات مضى و ما سيأتيك فأين قم فاغتنم الفرصة بين العدمين )
56
إن اللّه سبحانه يجرى الأمور على ما يقتضيه لا على ما ترتضيه : براستى كه خداوند سبحان كارها را بمقتضاى ميل خودش مى گرداند نه بر آن طورى كه دلخواه تو است .
57
إنّ للقلوب خواطر سوء و العقول تزجر منها : براستى كه براى دلها انديشهها و خواستههاى بدى مىباشد كه خردها باز مى دارند از آنها ( يعنى چنانچه خرد در ميان نباشد هر آينه دنبال خواهشهاى بد خواهد رفت )
58
إنّ عمرك عدد أنفاسك و عليها رقيب يحصيها : براستى كه دوران زندگى تو بشمارهء نفسهايت مىباشد و براى آن ( در هر دمى كه فرو مى برى و بر مى آورى ) نگهبانى است كه آن را شماره مىكند .
59
إنّ ذهاب الذّاهبين لعبرة للقوم المتخلّفين : براستى كه رفتن رفتگان براى گروه بازماندگان عبرت و اندرزى است ( اگر گوش پند نپوشى در كار باشد ) .
60
إنّ اللّه سبحانه ليبغض الوقح المتجرى على المعاصى : براستى كه خداوند پاك و بزرگ هر وقيح بى شرمى كه در گناهان بيباك و جرى است دشمن مى دارد
61
إنّ اللّه سبحانه يحبّ كلّ سمح اليدين حريز الدّين : براستى كه خداوند بزرگ دوستدارد هر كسى را كه دستش دهنده و داراى دين محكم باشد .
62
إنّ اللّه سبحانه يحب المتعفّف الحى التّقى الرّاضى : براستى كه خداوند پاك دوستدار هر پاكدامن با شرم پرهيزكارى است كه به قضاى خدا رضا است .
63
إنّ أفضل الأيمان إنصاف المرء من نفسه براستى كه بالاترين ايمان آنست كه انسان با انصاف