عيب آنست كه به چيزى كه در خودت هست ديگران را عيبناك دانى .
346
أقلّ شيء الصّدق و الأمانة : كمترين چيز در ميان مردم راستى و امانت است
347
أكثر شيء الكذب و الخيانة : بيشترين چيز در ميان مردم دروغ و خيانت است
348
أعدل السّيرة أن تعامل النّاس بما تحبّ أن يعاملوك به : راست ترين روش آنست كه همانطورى كه دوست دارى با تو رفتار كنند با مردم همانطور معامله و رفتار كنى .
349
أشبه النّاس بأنبياء اللّه أقولهم للحقّ و أصبرهم على العمل به : همانندترين مردم به پيمبران خداى كسى است كه حق را گويندهتر و در كار بستن دستور حق پا فشارتر است .
350
أفضل النّاس سالفة عندك من أسلفك حسن التّأميل اليك : برترين مردم پيش تو از جهة داشتن پيشينه كسى است كه از پيش قرض داده باشد به تو اميد نيكوى مر ترا .
351
أسرع الأشياء عقوبة رجل عاهدته على أمر و كان من نيّتك الوفاء له و فى نيتّه الغدر بك : پر شتابترين چيزها بكيفر آنست كه با مردى بر كارى پيمان بندى و تو نيّت وفاى به آن داشته باشى و او نيّت بيوفائى داشته باشد .
352
أكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع بيشتر افتادن هاى خردها زير درخش تيغهاى طمعها است ( يعنى : بيشتر لغزشهاى خردها در جائى است كه پاى طمع در ميان باشد كه بغلط اندازد خرد را
353
أعجز النّاس من قدر على أن يزيل النّقص عن نفسه فلم يفعل : ناتوانترين مردم كسى است كه قادر است نقص و كاهش را از خودش بزدايد و نزدايد
354
أخسر النّاس من قدر على أن يقول الحقّ فلم يقل : زيانكارترين مردم كسى است كه بر گفتن حرف حق توانا باشد و نگويد .
355
أعظم النّاس رفعة من وضع نفسه : بلندترين مردم كسى است كه خود را بيفكند .
356
أكثر النّاس ضعة من تعاظم فى نفسه بزرگترين مردم از حيث افتادگى كسى است كه خود را بزرگ بداند .