ما و خون آنان را حفظ كن و صلح برقرار فرما ميانهء ما و آنها و آنها را از گمراهيشان برهان تا آنكه گمراه حق را از نادانى و باطلش بشناسد و برگردد از گمراهى و بيوفائى كسى كه حريص به آن باشد ( و اين دعا را حضرت در روز اول جنگ صفين بهنگام برخورد با سپاهيان معوّية ايراد كردند ) .
2163
العقل أن تقول ما تعرف و تعمل بما تنطق به : از خردمندى است آنچه را مى دانى بگوئى و هر چه را گفتى به كار بندى .
2164
أربع من أعطيهنّ فقد أعطى خير الدّنيا و الأخرة : صدق حديث ، و أداء أمانة ، و عفّة بطن ، و حسن خلق : چهار چيز است بهر كه داده شد خير دنيا و آخرت را دارا است : سخن براست گفتن ، امانت را پس دادن ، شكم را از حرام نگهداشتن ، خوى خوش داشتن .
2165
أربع تشين الرّجل : البخل و الكذب و الشرّه و سوء الخلق : چهار چيز است كه مرد را بزشتى بيالايد : بخل و دروغ و آزمندى و زشتخوئى .
2166
ألتّواضع رأس العقل و التّكبّر رأس الجهل افتادگى ريشهء خردمندى و گردنكشى بنياد بيخردى است
2167
ألسّخاء ثمرة العقل و القناعة برهان النبل : بخشندگى ميوهء درخت خردمندى و قناعت نشانهء نجابت و زيركى است
2168
الكريم عند اللّه محبور مثاب و عند النّاس محبوب مهاب : جوانمرد نزد خدا دلشاد و با پاداش و نزد خلق دوست داشته شده و با شكوه است .
2169
ألشّرّ أقبح الأبواب و فاعله شرّ الأصحاب بدى زشت ترين درگاهها و زشت كار بدترين ياران است .
2170
ألعفّة تضعف الشّهوة : پاكدامنى شهوت را كم مىكند .
2171
ألصّدقات تستنزل الرّحمة : صدقهها رحمت را فرود مى آرند .
2172
ألبلاغة أن تجيب فلا تبطى و تصيب فلا تخطى : بلاغت و خوش سخنى آنست كه پاسخ دهى و كندى نكنى و مطلب را رسانده خطا نروى .
2173
العقل يهدى و ينجى و الجهل يغوى و يردى :