گذشت پر شتاب تر و از جهة خوى و خلق گشادهرو ترين مردم اند .
2130
العلماء أطهر النّاس أخلاقا و أقلّهم فى المطامع أعراقا : دانشمندان از حيث اخلاق پاكيزهترين و از حيث ريشه دوانيدن در طمعها كمترين مردم اند .
2131
الأنس فى ثلاثة الزّوجة الموافقة و الولد البارّ و الأخ الموافق : آسايش در سه چيز است زن سازگار ، فرزند نيك ، يار موافق .
2132
ألسّؤال يضعف لسان المتكلّم و يكسر قلب الشّجاع البطل و يوقف الحرّ العزيز موقف العبد الذّليل و يذهب بهاء الوجه و يمحق الرّزق : درخواست از مردم زبان سخنور را گنگ و ناتوان سازد و دل دلاور را بهم در شكند و آزاد مرد ارجمند را بجايگاه بندهء خوار وادارد و طراوت و روشنى رخساره را ببرد و روزى را نابود سازد .
2133
ألطّعام يؤكل على ثلاثة أضرب مع الأخوان بالسّرور و مع الفقراء بالإيثار و مع أبناء الدّنيا بالمروة : غذا را سه نوع مى توان خورد با برادران با شادى با بى چيزان ببخشش بر آنها ( و مهمان كردنشان ) و با فرزندان دنيا بمردانگى .
2134
المروءة العدل فى الإمرة و العفو مع القدرة و المواساة مع العسرة : مروّت دادگسترى در فرماندهى و گذشت از گناه با توانائى و مواساة و برابرى در تنگدستى است .
2135
ألذّلّ بعد العزل يوازى عزّ الولاية : خوارى پس از بر كنارى برابر است با عزت حكمرانى ( يعنى به همان اندازه كه اين لذّت بخش است آن سخت است ) .
2136
الحازم من شكر النّعمة مقبلة و صبر عنها و سلاها مولّية مدبرة : دورانديش كسى است كه بگاه روى آوردن نعمت سپاس گذارد و بر آن شكيب ورزد و فراموش كند انرا بگاه روى گرداندن و پشت كردن آن
2137
ألمتعدّى كثير الأضداد و الأعداء ستمگر را دشمنان و بدخواهان بسيار است .
2138
المنصف كثير الأولياء و الأودّاء : دادگستر را دوستان و نيك خواهان بى شمار .
2139
العالم حىّ بين الموتى : دانشمند زنده است ميان مردگان .