تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
« ثبير » در اوايل رگبارهاى شديد خود ، گويا مرد بزرگى است كه در عباى راه راه پيچيده شده است . بامدادان ارتفاعات قلهء « مجيمر » در اثر سيل و كف گويا فلكه‌ى چرخ ريسندگى است . باران آبهاى خود را در صحراى « غبيط » فرو ريخت ، مانند مرد يمنى كه با زنبيل هاى بار شده فرا مى رسد . گويا پرندگان خوش خوان بيابان ، صبحگاهان سرمست شراب تند و خوشبوئى هستند ، شامگاهان درندگان غرق شده در اطراف آن آب بى پايان ، گويا ريشه‌هاى پياز دشتى هستند . ملاحظه مى كنيد : امرئى القيس باران را به صورتى مى بيند كه درختان خرماى بيابان را ريشه كن كرده و ساختمان هاى آن را ويران نموده و تنها ساختمانهاى سنگى را باقى گذاشته است . اما كوه « ثبير » كه به ارتفاع خود بر زمين هاى گود اطراف مى بالد ، در باران فرو رفته و تنها قله‌ى آن از آب بيرون مانده و مانند بزرگ يك طايفه كه خود را به عباى راه راه پيچيده ، جلوه كرده است . باران طوفان هاى پى درپى را در اطراف كوهها روانه ساخته آن گاه آبهاى فراوان خود را در صحراهاى بى آب و علف مى ريزد ، ناگهان گياهها و گلهاى رنگارنگ در صحرا مى رويد . اين گلها و گياهها مانند پارچه‌هاى زيبا و رنگارنگى است كه تاجر يمنى در برابر چشم مردم مى گسترد . باران اين صحراهاى خشك شده را سيراب مىكند ، در نتيجه صحراها به صورت