تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
درخواست كرد كه شام را به او واگذار نمايد . امام « ع » در پاسخ او نامه‌اى نوشت كه متضمن جملات زير بود : اما اين كه شام را از من خواسته‌اى ، من چنين نبودم كه چيزى را كه ديروز از تو منع كردم امروز آن را به تو ببخشم . و اما اين كه مى گوئى : « جنگ ، عرب را بجز نيمه جانهائى كه باقى مانده‌اند خورده است » آگاه باش هر كه را حق خورده بسوى بهشت رهسپار شده ، و هر كه را باطل خورده بسوى دوزخ روانه مىشود . و اما برابرى ما از نظر سپاه و جنگ ، پس تو در شك و ترديد ، قوى تر از من در يقين نيستى

خرما به « هجر » بردن

نامه ديگرى است كه امام « ع » در پاسخ معاويه نوشته است : پس از سپاس و درود ، نامه‌ى تو به من رسيد . در نامه‌ى خود يادآور شده بودى كه خداوند محمد « ص » را براى دين خود برگزيد و او را بواسطه‌اى اصحابش كمك كرد . راستى روزگار مسئلهء شگفت انگيزى را از تو بر ما پنهان داشته بود زيرا تو شروع كرده‌اى ما را از امتحان خدا و نعمت او بر ما در بارهء پيامبر ، آگاه مى سازى تو در اين كار مانند كسى هستى كه خرما به « هجر » بار كند ، يا مانند كسى كه معلم خود را به

هامش
( 1 ) - هجر شهرى است در بحرين كه درخت خرما در آن فراوان است .