پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آن قدح از قدحهاى بهشت ، آب از كوثر ، چكههاى آب از زير عرش و پارچه از « وسيله » بود . و آن شخص كه به نزدت آمد و صدا زد جبرئيل بود و آن كسى كه حوله را به تو داد ميكائيل بود . جبرئيل دستش را بر زانويم گذاشت و مىگفت : اى محمد ، كمى درنگ كن تا اين كه على بيايد و به درك جماعت با تو برسد « 1 » .
2 . همانا نسبت بين توسّل و شفاعت عموم و خصوص من وجه است . زيرا چه بسا توسّل در موردى هست ولى شفاعت نيست . مانند آن جائى كه توسّل جوينده بگويد :
پروردگارا به آبروى محمد و آل محمد يا به حق محمد و ال محمد از تو مىخواهم . و در برخى موارد شفاعت هست در صورتى كه توسّل نيست ، مانند آن هنگامى كه پيامبر براى بعضى از امّتش طلب شفاعت كند بدون اين كه آن گروه از مردم به او توسّل بجويند . و چه بسا توسّل و شفاعت با هم اجتماع مىكنند مانند آن جائى كه توسّل جوينده طلب شفاعت از ولىّيى از اولياء خدا كند و بگويد : « اى رسول خدا درخواست مىكنم به اين كه واسطه شوى و براى من شفاعت كنى » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 39 ، صص 116 - 115 ، مناقب ال ابى طالب ، ج 2 ، ص 276