( 1 ) خطيب در تاريخ بغداد به سند خود از ابن عباس روايت كرده كه گفت : رسول خدا فرمود شبى كه مرا به معراج بردند بر در بهشت ديدم نوشته بود :
« لا إله الَّا الله محمّد رسول الله علىّ حبّ الله و الحسن و الحسين صفوة الله و فاطمه خيرة الله على باغضيهم لعنة الله » « 1 » . ( معبودى نيست ، جز الله محمد رسول خدا ، على محبوب خدا ، حسن و حسين برگزيدگان خدا ، فاطمه برگزيده خدا ، و بر دشمنان آنها لعنت خدا باد ) .
حاكم در « مستدرك الصحيحين » به سند خود از « جابر » روايت كرده كه گفت : رسول خدا فرمود :
« كلّ نبىّ ينتمون الى عصبة غير ولد فاطمة فأنا ابوهم و انا عصبتهم » .
( براى هر پيغمبرى دودمانى است از ناحيه پدر كه به او منتسب هستند مگر فرزندان فاطمه كه پدرشان منم و به من منتسب مىشوند ) .
حاكم اين روايت را صحيح دانسته است « 2 » .
خطيب در تاريخ بغداد « 3 » به دو طريق و متقى در كنز العمال به سه طريق « 4 » ، و هيثمى در مجمع الزوائد « 5 » ، و محب طبرى در « ذخائر العقبى » « 6 » رواياتى در اين باره آوردهاند كه آخرى آنها اين است كه پيامبر اكرم فرمود :
« كلّ نبى ينتمون الى عصبتهم الا ولد فاطمه فانى انا ابوهم و انا عصبتهم »
. ( هر فرزندى پدرى دارد كه نسبتش به او مىرسد ، غير از فرزندان فاطمه كه پدرشان منم و به من منتسب مىشوند ) .
هامش
« 1 » خطيب ، تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 259 .
« 2 » حاكم ، مستدرك الصحيحين ، ج 3 ، ص 164 .
« 3 » خطيب ، تاريخ بغداد ، ج 11 ، ص 285 .
« 4 » متقى ، كنز العمال ، ج 6 ، ص 220 - 216 .
« 5 » هيثمى ، مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 172 .
« 6 » محب الدين طبرى ، ذخائر العقبى ، ص 121 .